lovely song
lovely song

lovely song

اولین سالگرد پرواز مرتضی

سلام دوستان خوبید خوشید سلامتید ایشالله که همیشه سلامت و موفق و شاد و خندون باشید دوستان ایشالله که تا به امروز عزاداری های همه تون قبول حق واقع شده باشه دوستان امروز ۲۳ آبانه روزی که پارسال مرتضی فوت کرد من ۱۷ آذر پارسال طرفدار مرتضی شدم اولین بار اومد تو خوابم ۱ ماه و ۸ روز دیگه هم ۱۷ اذره و یه ساله که طرفدار مرتضی میشم رفتنتش واسه ام سخت بود ولی عادت کردم به نبودش چون دوستش دارم و نمیخوام روحش در عذاب باشه پارسال یه عده پیدا شدن و در زمان حیات مرتضی براش شایعه مرگ درست کردن و مرتضی فقط سکوت کرد هیچی نگفت دلشو شکستن قلب پاکشو شکستن ولی ازشون گذشت شاید این یه عده باعث بدتر شدن حالش شدن دوستان این حرف های دلمه که باید میگفتم و خودمو خالی میکردم شرمنده اگه حرفام ناراحتتون میکنه این پست رو به همه طرفدارهای مرتضی تقدیم میکنم و ازشون میخوام تا براش یه فاتحه بخونن و صلوات بفرستن اینجوری روح پاکش شاد میشه ممنونم ازتون دوستان که بازم به وبلاگم سر میزنید 

نظرات 746 + ارسال نظر
مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:08

فدای تو آجی مرسی

خواهش میکنم اجی وظیفه اس

اجی داداشی از خواب بیدار شد

مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:14

آجی اومدیم ص 6 وااااای!

صفحه ۶ اجی؟؟؟!

مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:22

آره عزیز دلم . 489 تا نظر

اهان

مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:33


مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:37

داداشی حالش خوبه ؟ساعت خواب !
آجی خوابت میاد ؟

اجی یه چند دقیقه اس بیدار شده داداشی اگه دقت کرده باشی زیر نظری که ساعت 23:08 دقیقه دادی گفتم داداشی بیدار شده اره خوبه اجی من خوابم نه زیاد نمیاد میادا ولی میخوام تا 12 بیدار باشم

مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:50

آجی عکسای من و به داداشی هم نشون بده باشه ؟

اجی والله دیده داداشی

مریم سه‌شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 23:56

مرسی آجی گلم . ممنونم به خاطر قلب مهربونی که داری

خواهش میکنم عزیزم

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 00:07

آجی شبت به خیر

میخوای بخوابی الان اجی والله من هنوز بیدارم اجی اگه میخوای الان بخوابی باشه شبت بخیر اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 19:42

آجی سلام خوووبی ؟دیشب فک کردم خوابیدی عزیز دلم
فدات

سلام اجی خوبی منم خوبم خداروشکر اره اجی نظرتو که تایید کردم یه کم صبر کردم ببینم نظر میدی یا نه دیشب خوابیدی منم خوابیدم

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 19:52

تو آجی ناز منی .:

قربونت برم اجی لطف داری

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 20:03

آجی هوای اینجا امروز خیییلی سرد شده میگن شاید برف بیاد

شهر خودتونو میگی اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 20:07

آره عزیزم خییییلی سرد شده خیلی

تهرانم خیلی سرد شده اجی ولی خبری از برف نیست

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 20:16

آجی هوا هنوز آلوده ست اونجا ؟

چی بگم اجی شاید اخه به این چیزا زیاد اهمیت نمیدم

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 20:34

خداروشکر آجی وهمون بهتر که اهمیت نمیدی عزیزم ..:

قربونت برم اجی راستی حال دختردایی دوستت چطوره هنوز درد داره

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 20:53

آجی ببخش دیر ج دادم
آجی پریروز میگفت رفتن بخیه هاشو بشکافن .میگه یمقدار درد داره ولی بهتره آجی

عیبی نداره اجی بخیه های چیو اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 21:10

جای عملشو عزیزم

اخی عزیزم خوب میشه انشالله اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 21:23

آجی از خودت چه خبر ؟ خوبی ؟

سلامتی اجی خبری نیست خوبم خداروشکر تو چطوری

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 21:39

ممنونم آجی نازم . حال دلت چطوره ؟

حال دلم خوبه اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 21:52

راستی تولدت کیه آجی ؟

إ اجی اوایل که اومدی وبم تو پست تولدمم نظر گذاشتی یادت نیست

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:01

آهاان خدا اصلا حواسم نبود آجی
خردادی هستی پس خود عشقی
من تو شناسنامه م اول تیر نوشته مامانم میگه ساعت 10:30 شب بدنیا اومدم ولی نمیدونم شاید 31 خرداد بوده باشه

عیبی نداره اجی فدای سرت اجی شاید ساعت ۱۰:۳۰ شب روز ۳۱ خرداد به دنیا اومدی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:12

آره آجی معلوم نیست لب مرزم انگار بین بهار و تابستون گیر کردم

اجی فکر کنم مامانت اون ساعتا درد زایمان اومده بود سراغش و تو اون ساعتا چشماتو به دنیا باز کردی اجی مرتضی هم ۱ ماه بعدش به دنیا اومد

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:24

نه آجی نازم .من متولد 64 هستم حدودا 11 ماه کوچولوترم:

إ اهان پس به این نتیجه میرسیم که داداشی اون موقع ۱۱ ماه و ۱۰ روز و ۱ روزه بود

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:35


آره آجی دقیقا .. یه کوچولوی خوشکل بود بغل مامان خوبش

اره اجی میدونم همون بهتر مرتضی مجرد بود

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:45

آره آجی گلم پاک بود و پاک هم رفت پیش خدا
انگار خدا همینجوری اونو میخواست

اره اجی میدونم داداشی تو اصلا عشق زمینی دوست نداشتی ولی پارسال تو یکی از خوابات یه شوخی باهام کردیا

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 22:52

چه شوخی کرد آجی میشه به منم بگی آجی ؟

اجی من که گفتم پارسال مرتضی چه جوری اومد تو خوابم اجی یه شب که خوابشو دیدم مادرشم بود تو خواب اجی که مرتضی ازم خ.و.ا.س.ت.گ.ا.ر.ی کرد که شوخی بود

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:00

الهی من بمیرم ..اینو بهم نگفته بودی
شوخی نبود آجی این نشون میده تو رو خیلی دوست داره چون بی شیله پیله ای مثل خودش

اره اجی میدونم خدا نکنه اجی چی اجی بی شیله پیله

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:09

یعنی صاف و ساده و بی دوز و کلک عین خودش

عزیزمی اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:25

تو هم همینطور آجی تو هم برام عزیزی
آجی مطمئن باش همیشه تو فکرته و به یادت هست

مرتضی رو میگی اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:36

آره آجی ..خوش به حالت عزیزم

اجی تو هم مثل خودم مهربون و پاکی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:42

ممنونم عزیییزم ولی من زیاد خوب نیستم آجی
امیدوارم خدا منو ببخشه

چرا اجی

مریم چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 23:53

اعمالم زیاد خوب نیست آجی از دل خودم باخبرم

اجی خوب یکی از اعمال هاتو بگو

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 00:00

یکیش بد دل بودن و زود قضاوت کردنه که در اینمورد یه مقدار ب خودم حق میدم چون آدمایی که دور و برم هستن همیشه تند میرن ورفتارشون با من همیشه درست نیست آجی .زنداداشامو میگم

اخی عزیزم خدا میبخشه اجی انشالله اجی سعی کن یه مدت با زن داداش هات رفت و امد نداشته باشی درست میشه

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 00:11

آجی من هیچوقت بدون دعوت خونه شون نمیرم اصلا اهل رفت و آمد با اونا نیستم .اونا میان خونمون . یه سری حرفایی میزنن که دلم میخواد سرم و بکوبم به دیوار ولی همیشه جلوشون سکوت میکنم

خدا نکنه اجی نگو این حرفارو اجی درست میشه انشالله

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 00:19

درست شدنی نیست آجی هیچوقت درست نمیشن از بس عجولن فکر میکردن زندگی مشترک و خونه ی شوهر مثل خونه ی پدریه .خب آجی هزار و یک مشکل داره ..آجی همیشه سر من منت میذارن این منتشون آدم و روانی میکنه .به خدا خوشبختن ولی به من که میرسن یه جور دیگه میشن

اجی ببین درسته خوشبختن و به تو که میرسن یه جور دیگه میشن و سرت منت میزارن بهشون اهمیت نده زیاد اجی اینو بدون خدا خودش حواسش بهت هست عزیزم

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 00:25

ممنونم آجی سرتو با حرفای خاله زنکی درد آوردم ..

نه بابا اجی عیبی نداره فدای سرت

پاک کردم اجی عیبی نداره دشمنت شرمنده

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 00:48

مرسی آجی مهربونم

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:03

آجی سلام خوبی ؟ سلامتی ؟

سلام اجی خوبی منم خوبم خداروشکر اجی ممنونم تو چطوری اجی خوبی

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:09

منم خوبم آجی الحمد لله .
آجی مرتضی خوبه ؟

خداروشکر که خوبی اجی اره مرتضی هم خوبه خداروشکر اجی

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:18

آجی هردوتاتون از من راضی هستین ؟

وا اجی این چه حرفیه مرتضی که راضیه منم راضیم

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:31


دوسِتون دارم هوارتا

قربونت برم اجی من و مرتضی هم دوست داریم یه دنیا

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:43

اجی فکر کنم برنامه شب کوکو که شبکه نسیم میده میبینی منم اجیم صدا کرد گفت مرتضی پاشایی فکر کنم همینو گفت که رفتم دیدم یکی از شرکت کننده ها نگران منی رو میخوند و ادای مرتضی رو در میاورد

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:51

آره آجی گاهی وقتا میبینم .. آجی جدی ؟ بابت خوندن ازش ممنونیم ولی ادا دیگه چرا آخه ؟خیلی بده اینجوری

اره اجی مرتضی وقتی نگران منیو میخوند دستشو میبرد بالا که معنیش اینکه همیشه به یاد خداست اجی اونم همینکارو کرد ولی خداروشکر برنده نشد خخخخخ

مریم پنج‌شنبه 8 بهمن 1394 ساعت 23:58

خخخخخخخخ تا اون باشه که ادای کسی رو درنیاره
خیلی بده آجی اینجوری

بله بله میدونم اجی اوه اوه مرتضی میگه الهه جان مریم جان این بحثو تموم کنید چیزیه که شده نباید پشت سرش غیبت کنید

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 00:12

آجی بهش بگو دل آدم و میشکنن آخه گاهی وقتا آدم مجبور میشه غیبت کنه

جواب مرتضی (بله میدونم عزیزم ولی اینو بدون که خدا جواب هر دلی رو که شیکونده رو میده پس تو و الهه جان هم باید تمرین کنید تا غیبت نکنید درست مثل رهبر خاصتون ) خودشو میگه اجی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 00:24

داداش سخته به خدا ! ولی گاهی وقتا انگار جوابشونو نمیده نمیدونم شاید جواشونو میده ولی اونا متوجه جواب خدا نمیشن و به کاراشون ادامه میدن
باشه قول میدم داداشی

جواب داداشی (افرین عزیزم )

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 00:37

آجی داداشی تو قلبت چه شکلیه ؟

هر چند پارسال که طرفدارش شدم مرتضی شکل اون موقع هایی بود که مریض بود ولی الان موهاش در اومده اجی تو خوابم میبینم موهاشو

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 00:43

جدی میگی آجی ؟ چقدیه موهاش ؟

عکس امضات هست اجی اونجوری

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 00:57

واااای آجی ! پس خییییلی صورتش قشنگ شده درسته ؟
آجی چشمای مرتضی یکمی شبیه چشمای مامانشه درسته ؟

اره اجی ماه شده چشماش اره اجی فکر کنم چشماش شبیه چشمای مامانشه

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:19

خیلی جالبه برام آجی داداشی انگار چند شکل و صورت داره که همه با هم فرق میکنن .

اجی مرتضی همونی هست که تو این دنیا بود فرقی نکرده

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:30

آجی خیلی دوست دارم ببینمش راستی آجی یه چیزی بگم ؟ پستی که فاطمه گذاشت و توش قرآن رو بین همه سهم بندی کرد و قرار بود 6 بهمن خونده بشه رو یادت میاد ؟همین چند روز پیش بود

اره اجی ولی من شرکت نکرده بودم توش

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:40

سهم من 2 جزء شد همون روز 6 بهمن خوندم آجی به همون قرآن قسم خوابشو دیدم آجی ..خواب دیدم با همون لباس قرمزی که بیشتر وقتا میپوشید داره از کنارم رد میشه و انگار داره با یکی صحبت میکنه بیدار که شدم فهمیدم به خاطر خوندن قرآنه آجی .اعتقادم داره به قرآن قویتر میشه این یه نشونه ست آجی

خواب مرتضی رو دیدی اجی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:47

آره آجی خوابت میاد ؟

إ عجب پس خوابشو دیدی نگفتی بهم اجی اره اجی تو برو بخواب منم میرم میخوابم
شرمنده اجی یکی از دوستام بهم گفت که اون کسی که نگران منی رو خوند طرفدار مرتضی هست مدل خوندنشم اونجوریه اجی من اینارو نمیدونستم

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:56

آجی تازه یادم اومد بت بگم . جالبه بین اینهمه شب دقیقا هون شب ختم قرآن اومد
واقعا مرتضی با معرفته .آجی بهش بگو ممنونم که قدم رنجه کرد و اومد به خوابم

جواب مرتضی (خواهش میکنم عزیزم از اینکه برام قرآن خوندی ممنونم منم خواستم لطفتو جبران کنم و گفتم بیام به خوابت که اومدم)

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 01:56

آجی شب به خیر عزیز دلم

شرمنده اجی یکی از دوستام بهم گفت که اون کسی که نگران منی رو خوند طرفدار مرتضی هست مدل خوندنشم اونجوریه اجی من اینارو نمیدونستم

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 02:06

الهی فدای دل پاکت آجی

خدا نکنه اجی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 02:20

ع آجی تازه جواب مرتضی رو خوندم
ممنونم داداشی به خدا باعث شدی اعتقادم قویتر بشه . داداشی تو من و از یه خطر بزرگ تو زندگیم نجات دادی ازت ممنونم

عیبی نداره اجی خطر بزرگ

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 02:29

آره آجی قربونت برم . دیگه دیگه کم کم رفع زحمت میکنم فدات شم

میخوای بری بخوابی اجی باشه برو به سلامت اجی فردا زود بیا پیشم باشه اجی شبت امپراطوری

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 02:36

باشه عزیز دلم .فردا زودی میام پیشت آخه دل خودمم تنگ میشه
شب شما هم امپراطوری

قربونت برم اجی منم زود دلتنگت میشم اجی شبت بخیر

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 21:50

سلاااااام آجی .خوووبی ؟ من اومدم

سلام اجی خویی خوش اومدی اجی هی خوبم اجی حال روحیم یه کم بده اجی قرار بود امروز برم پیش مرتضی نشد مرتضی هم از دستم خیلی ناراحت شد حقم داره اجی بعد گفتم برات دلنوشته مینویسم داداشی هم اروم شد

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:06

آجی پس حتما هفته ی بعد برو عزیزم . خانواده اجازه میدن بری ؟

اجی بدبختانه فقط یه بار رفتم پیش مرتضی اونم ۳۰ مرداد بود اجی مگه به هفته اس اجی ماشین نداریم که اخه اجی بابام گفته بود ساعت ۲ اینا میریم ولی یه ساعت قبلش خوابش برد اجی اخه امروز سالگرد بابای مامانمه به خاطر همین قرار بود بریم بهشت زهرا از اون ورم برم پیش مرتضی اما نشد

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:12

الهی آجی ...غصه نخور از خدا بخواه که یه کاری کنه بری
آجی پس فاصله ی خونه تون تا بهشت زهرا خیلی زیاده

اجی والله من که همیشه توکلم به خدا بوده و هست نه اجی زیادم دور نیست ما خانی آبادتو زندگی میکنیم

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:25

نمیشه با مترو بری آجی ؟سخته برات ؟

اجی من اصلا اهل مترو اینا نیستم هر جا برم فقط با ماشین میرم

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:33

مرتضی جون تو قلبته آجی .اگه زود به زود نمیتونی بری پیشش از دستت ناراحت نمیشه ..آجی ایکاش مرتضی بود ایکاش

اره اجی تو قلبمه اجی ولی امروز از دستم ناراحت بود حقم داره اجی اخ گفتی اجی ای کاش بودی داداشی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:41

آجی الان حالش چطوره ؟

چون الان ارومم خوابش برده اینجوری

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 22:54

ای جااانم
بذار آروم بخوابه آجی ..
میدونم که مواظبشی .

چشم اجی
اجی راستی تو اینو باور میکنی که همیشه مرتضی تو خوابم میاد منظورم اینکه تو باور میکنی که این مدتی که طرفدارش شدم مدام میاد تو خوابم

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:03

آجی چرا باورم نشه ؟ از قلب مهربونش و پاکی و خوش قلبی تو بعید نیست آجی

قربونت برم اجی لطف داری اجی ممنونم اخه میدونی یکی از بچه ها شاید از نظر خودم باور نمیتونه بکنه مرتضی هر شب تو خوابمه

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:15

آجی اصلا هیچ احتیاجی نیست که کسی باور کنه ..خودتی و خدا و مرتضی

قربونت برم اجی لطف داری

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:23

آجی یه چی بگم ؟ من خودمم دو سه تا از خوابامو نوشتم اما الان پشیمونم که چرا تو تاپیک نوشتم شاید خیلیا فک میکنن دروغ گفته باشم .خواستم برم پاکشون کنم که دیدم یکی از کاربرا برا من نقل و قول گذاشته .دیگه فهمیدم نه شاید قرار بر اینه که خوابم تو تاپیک بمونه و خیلیا بخوننش

اخی عزیزم هر کس یه جور دیگه فکر میکنه اجی من که میدونم تو سه بار خواب مرتضی رو دیدی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:34

آجی بیشتر دیدم فقطچنتا تاشو نوشتم ولی هیچوقت با من حرف نمیزنه هیچوقت
فقط یه بار صداشو شنیدم که میگفت آلبوم اسمش عشقه تقدیم به همه هموطنان ..که اونم فک کنم از اثرات دیدن همون کلیپ اسمش عشقه ست تو ذهنم مونده و خوابشو دیدم

وا چرا باهات حرف نمیزد تو خواب اجی

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:47

نمیدونم آجی .. نمیدونم خییلی غریبه ست با من تو خواب خیلی سنگین
شاید تقصیر خودمه

وا تو چه تقصیری داری اخه اجی خواب های این و اون متفاوته

مریم جمعه 9 بهمن 1394 ساعت 23:56

آره آجی درست میگی متفاوته .
آجی بیا همین الان یه فاتحه براش بخونیم

خوندم اجی

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 00:05


آجی داداشی هنوز خوابه ؟

اره اجی فکر کنم از اون خواب های سبکش باشه اخه هر وقت خوابش سبکه بیشتر میخوابه

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 00:14

آجی پس زمینه ی وبلاگت خیلی قشنگه یه کهکشون بزرگ

سلام اجی خوبی ممنونم اجی نظر لطفته شرمنده اجی دیشب خوابم برد

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 22:35

سلام آجی خوشکل مشکلم خوبی ؟

سلام اجی خوبی ممنونم اجی منم خوبم شکر اجی تو چطوری خوبی

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 22:42

ممنووونم عزیزم .زنده و پاینده باشی عزیییزم

قربونت برم اجی تو هم همینطور

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 23:05

آجییییییییی چیکارا میکنی ؟

سلامتی اجی ماه من مرتضی رو گوش میدم اجی ساعت ۹ یا ۸ بود واسه مرتضی زیارت عاشورا و ایت الکرسی خوندم

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 23:12

مرحبا عزیز دلم 8.قبول باشه ان شاءالله آجی
داداشی هم حتما از این کارت خوشحال میشه

اون ۸ چیه اجی
ممنونم اجی اولش که خواستم بخونم مرتضی نمیدونست دارم واسه اش میخونم گفت واسه کی میخونی گفتم واسه خودت یه دنیا خوشحال شده بود اجی بعد نمیدونم چیشد خوابش برد اینجوری

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 23:27

آجی میخواستم بپرسم 8 شب یا صبح که پشیمون شدم و اون 8 جا موند

آجی الان بیداله داداشم ؟

عیبی نداره اجی ساعت ۹ شب بود خوندم اجی نه اجی خوابه

اجی نظرتو حذف کردم

مریم شنبه 10 بهمن 1394 ساعت 23:56

آجی دوست دارم هوارتا

منم همینطور اجی

مریم یکشنبه 11 بهمن 1394 ساعت 00:07

آجی برام دعا کن یه بار هم که شده برم بهشت زهرا

سلام اجی خوبی انشالله میری بهشت زهرا اجی

مریم دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 23:02

سلاااااااااام آجی من اومدم خوبی ؟

سلام اجی خوبی خیلی خوش اومدی اجی خوبم شکر اجی تو چطوری

مریم دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 23:28

مرررسی .
آجی یه روز خوب میرسه
هر وقت اینو میشنوم به خدا یادتو میافتم

خواهش میکنم عزیزم اخی عزیزم منم همیشه به یادتم اجی دیشب نیومدی حدس میزدم امروز میای

مریم دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 23:39

آره آجی دیشب مهمون داشتیم عزیزم
آجی صفحه ی دوم نامه رو فقط تونستم بخونم اولیه انگار باز نمیشه آجی ولی نامه ت واقعا قشنگ بود آجی

اولیه باز نمیشه اجی صبر کن اپلودش کنم بفرستم اجی ممنونم نظر لطفته
http://s7.picofile.com/file/8236561126/IMG_20160131_083151.jpg بیا اجی اینم صفحه اول نامه ام

مریم دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 23:42

آجی زودتر بفرست براش آدرس اینستاشو داری

اجی تو نظر قبلیت لینک اولین صفحه نامه رو برات گذاشتم اجی پیچ مامان مرتضی رو میگی اجی لول بزن سایت اینستاگرامو باز کن بعد کنارش بنویس masoomeh pashaei

مریم دوشنبه 12 بهمن 1394 ساعت 23:51

ممنوووووون آجی خوندم عزیز دلم خیییلی قشنگ بود
مطمئنم مامان معصومه هم از نامه ت خوشحال میشه و جواب میده عزیییزم

اوه اوه ببخشید اجی اگه گریه تو در آوردم شرمنده اجی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:08

آجی دلم کلی به رحم اومد مطمئنا اگه مامان معصومه هم بخونه به حرفت گوش میده و کمتر غصه میخوره و امیدوار میشه به اینکه پسرش ازش میخواد تا غصه نخوره البته هر چند میدونم خیلی سخته

مرتضی هم میدونه مادرش به حرفم گوش میده اجی خدا کنه همینطور باشه که تو میگی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:28

آجی پس زودتر بفرست باشه ؟

اجی من راهی جز بهشت زهرا ندارم اجی اونجا باید نامه رو بدم

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:30

آجی پس زودتر بفرست باشه ؟

اجی دادیا اینو

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:44

عع ببخشید آجی فکر کردم نفرستادم
آجی پس زودتر برو بهشت زهرا فقط خدا کنه مامان معصومه رو سر وقت ببینی

عیبی نداره اجی من موندم نامه رو چه جوری اونجا بهش بدم که کسی نفهمه من نگران اینشم

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:50

آجی کاری نداره ! یه شاخه گل بگیر نامه رو هم با گل بده بهشون . البته اگه دور و برشون شلوغ نباشه اگه شلوغ بود هم خیالی نیست

اجی من منظورم خانواده ام هست اجی چه جوری نامه رو بدم که اونا متوجه نشن

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 00:56

آجی حقیقت و به خانوادت بگو . شاید راضی شدن

اجی به خدا نمیتونم بگم نمیتونم دلم راضیه مرتضی راضیه اما نمیتونم بگم

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:03

آجی پس میخوای چیکار کنی ؟ با مامانت میری ؟

من برم با خانواده ام میرم اجی نمیدونم والله اجی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:10

چاره ای نیست جز اینکه یه جوری نامه رو با گل بدی

اجی من برم بهشت زهرا چه جوری نامه رو با خودم ببرم

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:18

آجی بذارش تو یه پاکت کوچولوی خوشکل

اجی اون کارم نمیتونم بکنم چون نمیخوام ذره ای مامانم بهم شک کنه راستی اجی فردا کی انلاینی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:30

فردا فک کنم ساعت 6 غروب یا 7 آنلاین میشم آجی چون میخوام یه پست بذارم که توش چندتا عکس نوشته هست عزیزم

هوررررررررررررا پس فردا زود انلاین میشی اجی چشم اجی منتظرتم الان برو بخواب تا فردا زودتر به کارات برسی و زودتر بیای سایت اجی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:34

الهی فدات بشم آجی خوشکلم به روی چشم عزیزم میبوسمت آجی

خدا نکنه اجی چشمت بی بلا اجی شبت بخیر

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 01:40

شب تو هم به خیر عشق من

سلام اجی خوبی خسته نباشی صبحت بخیر:

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 20:05

آجی نازم سلاااام خوبی ؟اومدم خاص دیدم افلاین شدی عزیزم . آجییی از شانس بدم برادرزاده م اومد به خاطر همین دیر اومدم ..آخه دیشب گفته بودم ساعت 6 یا 7 میام .برادرزادم تا 7 پای سیستم بود به خدا کلافه شده بودم .الان از اتاقم رفته

سلام اجی خوبی منم خوبم خداروشکر اجی ممنونم نه اجی هستم هم اینجا انلاینم هم اونجا اجی عیبی نداره اجی بزار برادرزاده ات پای سیستمت بازی کنه اجی خودش خسته میشه از سیستم دل میکنه

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 20:29

دقیقا داشت بازی میکرد آجی خیلی برام جالبه مستقیم اومد سراغ بازی داشتم از تعجب شاخ در میاوردم .با خودم گفتم این کائنات چقدر دقیق عمل میکنه برای اذیت کردن من !

وای اجی کایناتو خوب اومدی

مریم سه‌شنبه 13 بهمن 1394 ساعت 20:39

به خدا گاهی وقتا اصلا همه زمین و زمان دست به دست هم میدن تا جلوی یه کاری رو بگیرن یا یه کار رو انجام بدن که هییشکی جلودارشون نیست .نه فقط پست گذاشتن ها !تو بزرگترین و کوچیکترین کارهای روزمره

اجی حتما برادرزاده ات حوصله اش سر رفته بود اومد سراغ بازی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد