lovely song
lovely song

lovely song

تولد 18 سالگیم

سلام به تمام عزیزانم خوبین ان شاءالله خسته نباشین نماز روزه هاتون قبول حق باشه ان شاءالله من امروز تولد ۱۸ سالگیم هست دقیقا ۹ روز از ماه مهمونی خدا گذشته و تو این روز عزیز تولد ۱۸ سالگیمه خیلی زود گذشت روزی که به دنیا اومدم و بزرگ شدم و کسی جزء خدای مهربونم نمیدونست که چه جوری قراره بزرگ بشم و چه جور دختری بشم الان میفهمم که خدا دوسم داره که گذاشته اینجوری بشم پاک،مهربون،خوش اخلاق،و الی اخر البته همه هم مثل خودم هستن 

خدا سال ۸۷ بهم اولین عشقمو هدیه داد و مهرشو گذاشت تو دلم اونم سونگه من سونگو تو سریال افسانه جومونگ شناختم و تا الان طرفدارش هستم و عاشق اولم هست تا اینکه سال ۹۳ خدا یه عشق دیگه رو بهم هدیه داد اونم مرتضاس درسته بعد از رفتنش طرفدارش شدم و دیر هم طرفدارش شدم اما به خواست و حکمت خدا احترام میزارم و برام خیلی ارزش داره خواست و حکمت خدا 

خوشحالم که الان ۱۸ ساله ام شده و اینو مدیون لطف و مهربونی های خدا میدونم واقعا خدا خیلی بخشنده و مهربونه

خدا میتونه هر کاری بکنه چون خیلی بزرگه درسته ما خدارو نمی بینیم اما اون مارو میبینه و هوامونو داره همیشه کنارمونه و دوسمون داره همیشه سعی کردم کاری نکنم که باعث گناه بشه مثل پشت سر کسی حرف زدن،غیبت کردن،مسخره کردن یا هر کار دیگه ای که باعث بشه گناه کنم و خدارو ناراحت کنم 

خوب عزیزانم اینم از پست امروزم امیدوارم مثل همیشه از این پستم خوشتون بیاد و دوستش داشته باشید ان شاءالله اگه پستم ناراحت تون کرد ببخشید

عزیزانم امیدوارم که همیشه کنار خانواده تون شاد و سلامت و موفق و خندون و سربلند و خوشبخت باشید ان شاءالله

عزیزانم ممنونم که همیشه بهم سر میزنین و برام نظر میزارین این پستمو هم تقدیم میکنم به همه تون عزیزانم مواظب خودتون باشید دوستون دارم تا ابد 

نظرات 200 + ارسال نظر
تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 00:39

آره آجی دقیقا همین حرفارو به منم زده بود آجی...
آجی راستی عافیت باشه عزیزم...
نه آجی من به سونگ قول دادم که اگه هرجور فیلمی باشه از سونگ ناراحت نشم
آجی چون می دونم چرا این فیلمو بازی کرده ازش ناراحت نمیشم...
آره آجی همه چی رو راجب فیلمش می دونم... فقط می خوام ببینم...
ممنونم آجی اگه برام پیدا کنین عالیه
یه دنیا ممنوووونم

سلام اجی خوبی من اخر از دست تو رفتنی میشما خخخخخخخخخ میرم اون دنیا خخخخخخ

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 15:26

سلام آجی
خوبی؟
خخخخخخخخخخ خدا نکنه آجی این چه حرفیه
فدات بشم آجی
چه خبر آجی خوبی؟
من تازه الان بیدار شدم آجی
یکمی حالم ناخوشه
نمی دونم چم شده خیلی خیلی کسل شدم
آجی یه چند تا جک میفرستی برام؟
شاید یکمی بخندم حالم بیاد سرجاش

سلام اجی خوبی خوبم اجی ممنونم جک بفرستم خخخخخخ سلامتی اجی خدا نکنه اجی اشکالی نداره اجی قبر کن جک بهت بگم اون موقع پخش زمینت میکنم خخخخخخخخخ
بفرما اجی
……………………………
یارو داشت گریه می کرد. باباش پرسید چی شده؟
گفت: عاشق شدم! باباش گفت حالا عاشق کی هستی؟
گفت: هر کــسی که شما صلاح بدونی

مجموعه ای از جوک های خنده دار

مورد داشتیم دختره میره نمایشگاه ماشین
به صاحب نمایشگاه میگه ۲۰۶ دارین ؟
صاحب نمایشگاه میگه چه تیپی باشه
.
.
.
.
.
.
.
دختره میگه خوش تیپ باشه
میگن صــاحب نمایشگاه زده تو کاره حلیم

مجموعه ای از جوک های خنده دار

دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت. بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟
گفت : پول
.
.
.

گرفتم خوابیدم
بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم

هیچی دیگه نصف شــبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم

مجموعه ای از جوک های خنده دار

از خـدا یـه گل خواسـتــم،اون بـه مـــن یـه بـاغ داد من از خدا یه درخت خواستم،اون به من یه جنگل داد میترسم از خدا تو رو بخوام بهم یک گله گوساله بده

مجموعه ای از جوک های خنده دار

میدونی چرا کیمیا بعد ۲۳ سال پیر نشد؟؟
.
.
.
.
.
چون حجابشو رعایت کرد
پس خواهرم حجابتو رعایت کن :d

مجموعه ای از جوک های خنده دار

تاحالا دقت کردین

این پسرایی که تو مهمونیا دارن کباب باد میزنن،
وقتی ازشــون تشکر میکنی…
.
.
.
.
.
جوگیر میشن، تندتر باد میزنن؟

مجموعه ای از جوک های خنده دار

تاحالادقت کردین؟
آقاهه یه اشتباه میکنه. …
خانمه سرش داد میزنه….
آقاهه معذرت خواهی میکنه…

.

.

.

خانمه یه اشتباهی میکنه….
آقاهه سرش داد میزنه. .
بعد خانمه میزنه زیر گریه. ..
بازم آقاهه معذرت خواهی میکنه. …!

آقــایون خداقوت

مجموعه ای از جوک های خنده دار

به یارو میگن وسیله تنظیم هوا اتاق چیه؟
میگه:بابام
میگن بابــــــــــــات؟
میگه: آره تابستونا کولر خاموش میکنه زمستونا شوفاژ

مجموعه ای از جوک های خنده دار

دکتره از یارو میپرســه کسی در خانواده شما از بیماری روانی رنج میبره؟
.
میگه نه خدا رو شکر همه لذت میبرن

مجموعه ای از جوک های خنده دار

بچه بودیم میــدیدیم بزرگترا عروسی می‌کنن!
بزرگ شدیم میبینیم کوچکترا عروسی میکنن!
خدایا تعارف نکن اگه مارو واسه تماشا آفریدی خب بگو فدات شم

مجموعه ای از جوک های خنده دار

یه موقعی تو مراسم عقد سکه میدادن، بعدش نیم سکه، بعدش ربع سکه، بعد سکه یک گرمی و پارسیان شد، اینجوری که پیش میره زمان ازدواج ما بهمون کارت صد افرین میدن

مجموعه ای از جوک های خنده دار

به نظرم پیرمردا و پیرزنا جای خاصی نمیخوان برن
و فقط به این دلیل سوار مترو و اتوبوس میشن که
صندلیارو از چنگ جوونا دربیارن

مجموعه ای از جوک های خنده دار

تعارف زدن دخترا
– شیما جوووووون عشخم کیک میخولی؟
+ یه کوچولو اگه بدی عاچقتم

.

تعارف زدن پسرا
– ســاندویچ میخوری گشنه ؟
+ اره
– بدبخت مفت خور

مجموعه ای از جوک های خنده دار

با پسرعموهام رفتیم استخر
شرط شام بستیم هرکی بیشتر زیر آب بمونه
شانس آوردیم غریق نجاتا با چک و لگد آوردنمون بالا
نزدیک بود خاندانمون عزادار بشه

مجموعه ای از جوک های خنده دار

هرچی ایران تو تلویزیون ڪمبود ڪانال داشت،
.
.
.
تو تلگرام جبران ڪرد

مجموعه ای از جوک های خنده دار

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻭ ﺍﺯ بقیه ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ ﺷﻤﺎﻫﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻦ؟؟؟؟
ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺩﻭ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻡ …
.
.
.
ﺍﺯ همون ﺑﺘﺮﺳﯿﻦ
ﻣــﻮﺟﻮﺩ ﺗﺮﺳﻨﺎﮐﯿﻪ

مجموعه ای از جوک های خنده دار

ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ پسرﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ
ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﮑﺲ
ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ , ﻧﻮﺷﺘﻪ
ﻣﻨﻮ ﻣﺎﺷﯿﻨﻪ ﺟﺪﯾﺪﻡ یهویی!…
.
.
.
ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺩﺯﺩﯼ ﺩﺭ ﺍﻭﻣﺪﻩ
ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍﺍﻻﻥ ﺯﻧﺪﺍﻧﻪ
برای آزادیش دعا کنید

جوک ،مجموعه فوق العاده از خنده دار ترین جک ها

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 15:45

وای آجی من غش
تو منو کشتی آجی
آجی الان دار فانی رو وداع میگم

خودت گفتی جک بگو منم جک گفتم اجی دور از جونت اجی

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 15:52

خخخخخ آجی ممنونم خیلی قشنگ بودن پخش زمینم الان
نه البته الان رو تخت خوابیدم باید بگم پخش تختم الان
آجی چه خبرا؟؟؟
نی نی آبجیت خوبه؟؟؟

وظیفه اس اجی خداروشکر که خندیدی اجی سلامتی اجی اره امیرحسینم خوبه

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:07

آجی رفتی؟

نه اجی هستم

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:11

آجی زده به سرم دارم آهنگ شاد گوش میدم همراش می خونم
آجی عزیزم خداروشکر که خوبی آجی الان چند وقتش میشه؟

عجب اجی ^_^
فدات بشم اجی ممنونم امیرحسین ۲ ماه و ۱۵ روزشه اجی ۱۲ تیر ۲ ماهه شده

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:18

خدا نکنه آجی جونم
آخی عزیزم قربونش برم
البته به قول کره ای ها الان 1 سال و 2 ماه و 15 روزشته
خخخخخ إجی اگه عرفانم کنارته از طرف من بوسش کن
کلا نمی دونم چرا امروز همش دلم می خواد با بچه ها بازی کنم و ازشون حرف بزنم
می گم که آجی پاک زده به سرم دیوونه شدم

خدا نکنه اجی طفلک بغل من گاهی اوقات ارومه گاهی اوقات هم بغل مامانم و گاهی اوقات بغل مامان و بابای خودش
اجی اخه نمیدونم چی بگم کره ای ها چرا سن بچه رو اینجوری حساب میکنن من موندم والله 0_0 @_@
الان تو اشپزخونه ام یکی هست رو گوش میدم اجی
خدا نکنه اجی دور از جونت

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:24

آجی برداشتم عکس صفحه گوشیم رو این عکسو گذاشتم لج داداشمو در بیارم
آجی این عکس سونگی رو خیلی دوست دارم
http://uupload.ir/files/i09x_screenshot_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6-%DB%B0%DB%B7-%DB%B1%DB%B7-%DB%B1%DB%B6-%DB%B2%DB%B1-%DB%B4%DB%B5.png
خخخخخخخخخخ با داداشم از دیروز یکم حرف میزنم ولی اینجوری لجشو در میارم دلم خنک بشه

اوخی چه نازه این عکس سونگ اجی اوخی گناه داره داداشت اجی برو گوشیتو بزن شارژ ۱۱% بیشتر شارژ نداری

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:29

آخی عزیزم پس آجی فک کنم بچه ی آرومی باشه که بغل تو آرومه
آخه بچه تو این سن فک کنم بیشتر بغل مامانش آروم بگیره
آجی آخه کره ای ها میگن بچه وقتی یک سال تو شکم مامانش بوده و بزرگ شده پس وقتی به دنیا میاد باید بگم یک سالشه
الان سونگم در اصل 43 سالشه ولی خب دیگه همه میگیم 44
آجی منم الان میزنم یکی هست داداشی رو گوش بدم
من الان اومدم توی محضر ازدواج بابابزرگم نشستم پای کامپیوترش دارم برات نظر میدم

اجی اره از نظر من ارومه میدونم اجی امیرحسین بیشتر بغل مامانش ارومه اما واسه خوابوندنش میده بغل من راه میبرم لالایی میخونم یه کم طول میکشه بخوابه اما ارزششو داره پیش من بخوابه اخه ابجیم نمیتونه امیرحسینو مثل من بخوابونه راش نمیبره چون عادت میکنه که بغل کنیم امیرحسینو اما من خوب کار خودمو میکنم خخخخخخخ نه اجی سونگ ۴۴ سالشه نه ۴۳ خخخخخخخخ اجی نه فقط ۹ ماه تو رحم مادرش بوده نه یه سال بی اجازه اومدی پای کامپیوتر اجی؟؟؟

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:36

آره آجی خیییییلی این عکس سونگی رو دوست دارم....
آجی سمیه هم یه بار یه عکس فرستاد از خودش همین عکس سونگ رو زده بود بغل عکسش خیلی ناز شده بود
ولی خب چون به آجیم قول داده بودم از گوشیم حذفش کردم
آجی داداشم لجش میگیره هیچی نمیگه
منم هی جلوش عکس سونگو بوس میکنم
آجی الان زدم به شارژ گوشیمو
آجی تازه رو گوشیم رمز هم گذاشتم آجی این رمزشه
Song Il-Kook44
آجی صادق و محدثه هرکاری میکنن نمی تونن این رمزو حفظ کنن

عجب اجی ^___^

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 16:40

آجی منم بچه ی داییم که 5 فروردین دنیا اومد آجی خیلی دوسش دارم اسمش سید علیرضا هست آجی فقط بغل من خوب می خوابه
آخه منم بغلش میکنم راه میرم و براش لالایی می خونم
آجی یه کوچولو پوستش سبزه هست منم همش صداش میکنم(کاکو هندی)
به شیرازی داداش یعنی کاکا... منم هی بش میگم کاکو هندی
آجی پدر بزرگم حساس نیست رو این چیزا همیشه اجازه میده بشینم پای کامپیوتر

اجی عجب اسم خودشو صدا کن اجی بعدا که بزرگ شد اسمشو صدا کردی بدونه اسمش چیه اجی
……………
اجی به سونگ بگو الاهه میگه:سلام عزیزم خوبی خسته نباشی ممنونم عزیزم بابت دیشب که تو خوابم بودی و بغلت کردم و کلی گریه کردم و اروم شدم شرمنده اتم به خدا

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 17:01

خخخخ آجی من و دو تا آجی هم داره ما سه کلا بش میگیم کاکو هندی
آجی وقتی سید علیرضا صداش میکنیم نمیفهمه ولی تا میگیم کاکو هندی فوری میخنده برامون
آجی سونگ میگه: سلام الاهه عزیزم خوبی آجی؟
ممنونم عزیزم منم خوبم عزیزکم
خواهش میکنم عزیزکم... میدونم این روزا یکمی بخاطر داداشی دلت گرفته و دوست داری گریه کنی عزیزم
گفتم حداقل نذارم تنها گریه کنی و یه نفر باشه کنارت
اگه هر وقت احساس ناراحتی داشتی بگو اگه بتونم شب میام به خوابت و هرچی دوست داری تو بغلم گریه کن عزیزم
ولی سعی کن تو خونه و جلوی خانوادت گریه نکنی و غصه نخوری...
فقط هروقت ناراحت بودی بیا پیش خودم

ان شاءالله همیشه شاد و خندون باشی اجی اما بیشتر علیرضا صداش کن اجی اینجوری بهتره عید که ۱ سالش بشه بگید علیرضا واکنشی نشون نمیده اجی
……………
اجی به سونگ بگو:خوبم سونگ ممنونم نه فقط به خاطر دلتنگی مرتضی نیست عزیزم خودت و داداشی خوب میدونید چرا دلم میگیره چرا گریه ام میگیره چرا از خودم ناراحت میشم و ساکت میشم بیشتر وقت ها سونگ خودت میدونی چه مشکلاتی دارم ناراحت میشم از خودم که نمیتونم مشکلاتمو حل کنم ناراحت میشم از خودم هر جا که میرم ابروی خانواده ام میره وقتی نمیتونم از پ.ل.ه میترسم بقیه مشکلاتمو خودت میدونی سونگ من دختر بدیم واسه خانواده ام خیلی بدم ببخش اگه با این حرفام ناراحتت میکنم سونگ
…………
اجی تارا ببخش ممکنه با حرفام ناراحت بشی شرمنده اجی

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 17:51

ممنونم آجی... چشم آجی سعی میکنم بیشتر سیدعلیرضا صداش کنم...یا همون داداش علیرضا هم صداش میکنم...
آجی سونگ میگه: عزیزم از دستت ناراحت نمیشم چون می دونم افکارت و کارهایی که میکنی اصلا دست خودت نیست...
مثلا ترس یه چیز عادیه... اما از بعضی چیز ها نباید بترسی
خب ترس از ارتفاع یه چیزیه که واقعا باید ازش ترسید... اگه از ارتفاع نترسی و با اتمینان تمام و با سرعت مثلا از روی پله رد بشی ممکنه برات خدایی نکرده اتفاقی بیوفته... ولی وقتی ازش بترسی و با احتیاط رد بشی به سلامت از روی پله رد میشی
هیچ وقت نباید بخاطر این مشکلات کوچی خودتو سرزنش کنی...
بیشتر به این فکر کن که همونایی که ممکنه بخاطر این کار ها تو رو مسخره کنن اگه خدایی نکرده یه روزی ترکشون کنی چقدر پشیمون میشن؟
پس باید بدونی که ارزش تو خیلی بالاتر از ایناست...
فکر کن و هر وقت کسی با تمسخر بهت چیزی گفت فوری دلت نشکنه و تا تنها بشی بزنی زیر گریه
خیلی عاقلانه جوابشونو بده و بهشون بفهمون که دارن اشتباه میکنن
با یه لهن مهربون باهاشون حرف بزن و قانعشون کن که نباید راجب کسی اینطوری قضاوت کنن
مثلا اون شبی که تارا بخاطر اون دعوا با خانوادش ناراحت بود و غصه میخورد که چرا به من تحمت زدن و بهم فحش دادن و گفتن کافر و...
تارا اون شب خیلی ناراحت بود و گوشه ی اتاق عکس منو بغل گفته بود و گریه میکرد... منم باهاش حرف زدم
بهش اینارو گفتم:
تارا جان... عزیزدلم... وقتی یه نفر به اوپات همچین حرفی بزنه و مثلا بگه(کافر) عاقلانه ترین کار به نظرت این میاد که بری گوشه ی اتاق و گریه کنی؟؟؟
تارا هم گفت... آره... چون گریه کردم آرومم میکنه
منم بهش گفتم: سخت در اشتباهی... بجای اینکه اینجا بشینی و گریه کنی تا حالا می تونستی با یکم آرامش و لهن مناسب باهاشون حرف بزنی و مثلا بری به برادرت بگی:
داداشی... تو که این شخص رو نمیشناسی.... تو که سونگ رو نمیشناسی
این درسته که وقتی اونو توی تلوزیون ببینی باید بهش همینطور بگی کافر؟
حداقل برو راجبش تحقیق کن و بعد بیا همچین حرفی بزن...
برو توی اینترنت... برو تحقیق کن و ببین این شخص چطور آدمیه؟
اگه تونستی یه کلیپ از اون شخص پیدا کنی که خودش داره میگه مثلا من خدا رو قبول ندارم اونوقت با مدرک بیا و بگو که سونگ کافره
بهش گفتم: تارا... عزیزم... همیشه سعی کن با حرفات دیگرون رو قانع کنی... نه اینکه تا یه نفر به من بگه کافر دادو بیداد کنی و دعوا کنی و آخرشم یه پس کتک بخوری و بری گوشه ی اتاق
آجی الاهه... من اینا رو به تارا گفتم و الانم به تو میگم که: هیچ وقت بخاطر این مشکلای کوچیک نباید به خودت بگی که من نمی تونم مشکلاتم رو حل کنم...
هر مشکلی که داری بهم بگو تا راه حل پیش پات بذارم عزیزم
مثلا ترس از پله برای خیلی ها یه چیز عادیه
من خودم هم کوچیک بودم اینقدر از پله میترسیدم که اگه می خواستم از پله برم پایین جیغم میرفت هوا و آخرشم بابام بغلم میکرد
حالا اگه چند سال دیگه بگذره و اگه زنده باشم هم پیر میشم و وقتی بخوام از پله برم پایین میترسم
چون وقتی پیر بشم هم ممکنه بترسم و نگران بشم که اگه از پله برم پایین ممکنه بیوفتم یا....
این که از پله میترسی اصلا مشکلی نیست که بخاطرش خودت رو سرزنش کنی عزیزکم...
............
آجی نه من ناراحت نمیشم چون تو داری به سونگ این حرف هارو میزنی من ناراحت نمیشم آجی ولی بازم سونگ درست میگه آجی

وظیفه اس اجی چشمت بی بلا اجی منم وقتی امیرحسینو میبینم اسمشو کامل صدا میکنم
……………………
اره سونگ منم از اینش میترسم که بیفتم زمین یا پام بشکنه بیا دستم یادته بابام پارسال گفته بود برو دکتر با مامانت یعنی من برم دکتر در مورد ترسم اول قرص هامو خوردم خواب اورم بود سه تا روز میخوردم سه تا شب اولین بار که خوردم زود خوابم برد اولش این قرص هام با معده ام کاری نداشت اما یادته پارسال تولد داداشی معده ام درد میکرد چون اون قرص ها واسه معده ام هم زیاد بود هم سنگین تا اونجایی که یادمه تو و داداشی گفتید نخور این قرص هارو البته یادم نمیاد اما خوب نگرانم بودید که معده ام اینجوری شده بعد دیگه اون قرص هارو نخوردم معده ام اروم شد پارسال یادته میرفتم از خیابون رد میشدم تا برسم به پل و پله هاشو بیام پایین اخرم خودم اومدم پایین اما هنوزم ازش میترسم دست خودمم نیست عزیزم به مامانم میگم دست خودم نیست اما باور نمیکنه میگه باید خودتو درست کنی سونگ میدونی من مشکلم فقط پله نیست یه مشکل دیگه هم دارم که گفتنش بده و دوست ندارم اجی هام فکر کنن که چه اجی الهه ترسویی دارن میدونی عزیزم اگه خونه ابجیم اسانسور نداشت هیچوقت پامو تو خونه اش نمیذاشتم چون پله خوره هم اسانسور داره که من از اسانسور استفاده میکنم سونگ عید یادته رفتم خونه داییم اینا البته فکر کنم از عید گذشته بود ۲۰ فروردین اینا رفتیم اونجا طول کشید تا پله هارو برم بالا چون به شدت استرس داشتم وقتی پله هارو دیدم کلا پله میبینم استرس میگیرم و میترسم کم بود گوشی رو ازم بگیرن وقتی پله هارو رفتم بالا بعد تو خونه داییم رفتم و بعدش رفتم تو اتاق خوابش و گریه میکردم فکر کنم اون روزو هم تو به خاطر داشته باشی هم مرتضی من هم مشکل وضو دارم هم اون مشکل که نمیتونم بگم عزیزم خودت خوب میدونی مشکلم چیه مامانم میگه باید خودتو درست کنی بری پیاده روی پله هارو اون قدر بری بالا بیای پایین تا تسرت بریزه اما واقعا نمیتونم سونگ إ پس تو هم مثل خودم از پله میترسی عزیزم تو مستند که میدیدم کمتر میدیدم از پله استفاده کنی بیشتر از اسانسور استفاده میکردی و فکر کنم الانم میکنی عزیزم سونگ من به مامانم گفتم قبلا دست خودم نیست اما میگه باید تمرین کنی تا ترست بریزه ببخش حرفام طولانی شد عزیزم شرمنده
…………………………
ممنونم اجی اره میدونم سونگ درست میگه اما خوب خانواده ام به خصوص مامانم میگن که باید درست بشی

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 18:41

آی عزیزم من کوچیک بودم از پله میترسیدم ولی الان دیگه نمی ترسم... سه قلوها هم عادت کردم به پله... تازه بعضی وقتا تو خونه ی خودمو وقتی با سه قلوها می خوام برم بیرون راضی نمیشن با آسانسور بیان بهونه پله میگیرن...
عزیزم مامانت هم درست میگه که کم کم تلاش کنی و بتونی راحت از پله بری ولی اگه خیلی بهت گیر بدن و دعوات کنن این کارشون اشتباهه...
اما بازم احترام مادرت واجبه عزیزم هرچی میگه بگو چشم
حتی اگه حرفش اشتباه باشه بازم احترامش واجبه و تو باید بگی چشم
درسته نمی تونی راحب بری پایین و از پله ولی کم کم باید عادت کنی
چون توی زندگی امروزی ما پله یه چیزیه که همه جا هست عزیزم...
باید بتونی بهش عادت کنی
مثلا به میله دست بگیری و آروم آروم بری پایین
یا وقتی از پله می خوای بری پایین مثلا شروع کن با من حرف بزن که به پله ها فکر نکنی و بترسی عزیزم...
عزیزم اینو هم بدون که آجی هات هیچ وقت راجبت اینجوری فکر نمیکنن
اونا خیلی خوب تورو درک میکنن و آجی الاهش. ن رو خیلی خیلی خیلی هم دوست دارن... هم آجی تارات و هم آجی سمیت
عزیزم مشکل نماز نخوندنت رو هم قبلا بهم گفتی عزیزم که نمی تونی وضو بگیری...
گلم باید بری دکتر و یه فکری برای این مشکلت بکنی
چون خیلی مهمه
عزیزم اصلا دیگه قرص ها رو نخوری هاااا
قرص های خواب آور خیلی تاثیر های بدی روی ادم میذارن
شاید بخاطر همون قرص ها هست که الان یکم استرسی شدی و حتی اگه پله ببینی هم میترسی چه برسه به پایین و بالا رفتن از پله...
گلم اصلا و اصلا دیگه قرص نخور و به حرف داداش سونگت گوش بده چون فقط خوبیتو می خواد....
عزیزم من دیگه برم کم کم...
راستی کیمچی الان شروع میشه ها
من خودم خیلی قسمت 8 کیمچی رو دوست دارم پس اگه می ت نی حتما ببینش
........
آجی اشکالی نداره عزیزم فقط به حرف سونگ گوش بده آجی
اگه سونگ میگه احترام مادرت واجبه آجی پس هرچی میگه بگو چشم...
آجی راستی به سونگ گفتی دوست نداری منو آجی سمیه فکر کنیم ترسو هستی...
آجی ما هیچ وقت همچین فکری نمیکنیم عزیزم...
اصلا این حرفو نزن عزیزم

سونگ من وقتی بچه بودم کوچیک بودم سه چرخه داشتم و باهاش بازی میکردم یه روز باهاش بازی میکردم یهو با سه چرخه رفتم تو پارکینگ یکی از همسایه هامون از سرم خون اومد بردنم بخیه زدن و منم جیغ میزدم فقط شاید افتادن اون اتفاق باعث شده اینجوری از پله بترسم سونگ یا از همه چی بترسم عزیزم میدونم احترام مادر واجبه میدونم باید بگم چشم اما چشم چاره ای جزء این کارا ندارم باید تلاش کنم اما میدونم که ترسم از پله هیچوقت نمیریزه سونگ چیکار کنم دست خودم نیست اما با امیدوار بودن و صبور بودن و توکل کردن به خدا تلاشمو میکنم سونگ ببینم چی پیش میاد ممنونم که به فکرمی و دوسم داری عزیزم در مورد نمازم بگم مامانم منو نمیبره دکتر سونگ میگه فایده ای نداره اگه بری دکتر باید خودتو نگهداری یعنی باید جلوی خودمو نگهدارم در مورد وضو و نمازم سونگ میدونم مهمه عزیزم اما خوب دلم نمیخواد اینجوری نماز بخونم سونگ دلم نمیخواد سخت نمازمو بخونم و خدا از دستم ناراحت بشه اما باز سعیمو میکنم عزیزم همه چی رو سپردم به خدا سونگ هر چی خدا بخواد همون میشه
سونگ تو که خونه ات تو برجه نمیدونم کدوم طبقه اش زندگی میکنی چون جایی که زندگی میکنی واحد به واحده عزیزم اون وقت سه قلوها بهونه پله رو میگیرن 0_0 0__0 @_@ @______@
سونگ تو خونه ات تو برجه سه قلوها نباید از پله استفاده کنن چون هم زیاده هم اذیت میشن پس بهشون بگو که نباید پله هارو بالا پایین بکنن ممنونم سونگ عزیزم تو به من خیلی لطف داری بله میدونم اجی تارام و اجی سمیه خیلی اجی های خوبی برام هستن و خیلی برام عزیز هستن و خیلی دوستشون دارم نه سونگ مدت هاس که دیگه اون قرص هارو نمیخورم به به سونگ ماشالله یه پا واسه من و اجی هام دکتری هزار ماشالله ^_________^
سونگ من کیمچی رو دیدم تموم شد خخخخخخخ من هم داشتم کیمچی میدیدم هم چشمم به جواب دادن این نظر اجی تارا بود خخخخخخنخخخ^_^
سونگ منم مثل خودت خانواده کیمچی رو خیلی دوست دارم خیلی مهربونی تو این سریال عزیزدل اجی ^___^
………………………
اجی بله بله باید بگم چشم وگرنه گوش کنم منو میاد ب.و.س میکنه منم از خجالت اب میشم خخخخخخخخخخخ 0_____0 @_@
فدای تو و اجی سمیه ام بشم هردوتاتون برام خیلی عزیز هستید عزیزای دل اجی ببخش دیر تایید کردم اجی هم گوشی تو شارژ بود و هم دیر نظرو دیدم و تایپ کردنم طول کشید اجی ببخش ^_^

تارا یکشنبه 27 تیر 1395 ساعت 22:13

سونگ: آخی عزیزم من بمیرم برات... کاش که اون اتفاق نمیفتاد الان نمیترسیدی عزیز دلم...
عزیزم انشاءالله خدا همه چیو درست میکنه غصه نخور
خخخخخ این سه قلوها یه بهانه هایی میگیرن که اصلا نگو و نپرس
یه وقتایی مجبورم میکنن از بالای ساختمو تا پایینو رو پله ها دنبال بازی کنیم
آفرین عزیزم دیگه هیچ وقت اون قرص ها رو نخور...
خخخخخخخخخخ ولی من که توی کیمچی خیلی بداخلاقم
جدا فکر نمیکردم کسی بگه مهربونم تو فیلم
....................
خخخخخ آجی جدا دوست نداری سونگی تو خواب بوست کنه؟
من که از خدامه دوباره بیاد
خدا نکنه آجی گلم عزیزم
آجی منم دیر اومدم چون هم کیمچی دیدم و هم بعدش نشستم پای کامپیوتر با فوتوشاپم یه عکس از سونگ درست کردم کنارش نوشتم... دیگه طول کشید بیام وبت آجی

خدا نکنه سونگ این حرفا چیه ببخش ناراحتت کردم عریزم شاید خواست خدا این بوده اون اتفاق بیفته عزیزم شاید خدا نخواد من درست بشم و ترسم از پله بریزه هر چی خدا بخواد همون میشه سونگ عزیزم من که همه چی رو سپردم به خودش اگه بخواد حلش میکنه اگرم نخواد حل نمیشه سونگ عزیزم اگه حل نشد و نتونستم ترس هامو بریزم ببخش منو سونگ سعی میکنم به حرفای مامانم گوش کنم و بهش احترام میزارم اما خوب صلاح منو خدا بهتر میدونه
یا ابوالفضل سه قلوها بهونه هم میگیرن سونگ اما تو باهاشون حرف بزن با لهن مهربونت باهاشون حرف بزن جوری صحبت کن که دیگه بهونه پله رو نگیرن عزیزم تو که عالی تربیت کردی اینبارم حتما میتونی در این مورد باهاشون حرف بزنی تا بهونه پله رو نگیرن سونگ سه قلوها دیگه بزرگ شدن کوچولو نیستن واسه خودشون مردی شدن تو هر چی بگی میگن چشم پس در این موردم بهت میگن چشم پله واسه سه قلوها خطرناکه سونگ همه چی رو سپردم به خودت این مشکلو خودت حل کن عزیزم
نه اتفاقا خیلی مهربونی تو کیمچی سونگ و همینطور ثابت کردی که چقدر عاشق دختر هستی عزیزم ان شاءالله یه روز دستت دوقلو دختر تپل مپل ببینم ان شاءالله^_^
……………………
والله خجالت میکشم اجی ان شاءالله دوباره سونگ اونجوری ب.و.س.ت میکنه اجی عیبی نداره اجی فدای سرت منم دیر تایید کردم این نظرتو شرمنده اجی

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 03:02

سونگ: نه عزیزم ناراحت نیستم فقط دوست دارم تلاش کنی و بر ترست غلبه کنی
این درسته که خدا همه چیو می دونه و هر اتفاقی هم که بیوفته خواست خداست ولی عزیزم این که ففط منتظر بشینی تا خدا مشکلت رو درست کنه فایده نداره... خدا کمکت میکنه به شرطی که خودت هم تلاش کنی عزیزم
ناراحت ن‌شی اینو میگم ها عزیزم چون دوست دارم میگم...
نه عزیزم در اون حد بهونه گیری هم نیست ولی خوب گاهی اوقات دلشون می خواد از پله برن به جای آسانسور!
نه اتفاقا خیلی خوبه چون خودم هم مجبور میشم همراهشون برم خودش یه جور ورزش به حساب میاد دیگه...
من که این چند وقت از بس درگیر کارای تئاترم اصلا وقت ورزش رو ندارم برا همین بعضی وقتا شب ها کسل میشم... در همین حد که حداقل همرای سه قلوها یه ورزشی مث این بکنم کافیه...
البته مراقب سه قلوها هم هستم... چون اگه خیلی تند برن ممکنه از پله بیوفتن باید کمکشونم بکنم... البته مین گوک خیلی پله رو دوست نداره بعضی وقتا بغلش میکنم اگه جایی پله باشه
ممنونم عزیزدلم انشالله اگه خدا بخواد دختر خیلی دوست دارم
...............
آجی تو بحث نظر دادن که من باید شرمنده باشم آجی چون هم خیلی دیر به دیر نظر میدم هم بدون خداحافظی غیب میشم
آجی اشکالی نداره آجی منم اولین بار که سونگی بوسم کرد از خجالت رنگ آلبالو شده بودم
آجی فک کنم الان خوابی آجی انشالله سونگ بیاد توی خوابت عزیزم

سلام اجی خوبی به سونگ بگو:سلام عزیزم خوبی چشم تلاشمو میکنم تا ببینم چی میشه
میدونم خودمم باید تلاش کنم چشم تلاش میکنم
خوبه مینگوکم مثل من پله دوست نداره سونگ خخخخخخخخ
اوخی سونگ فقط کسل شدنت بشم من تا تولد داداشت باید تیاترت پخش بشه خیلی طولش میدن به خدا
ماشالله سونگ هنوزم اون ارزوی دوقلو دخترو داری خوبه افرین ان شاءالله خدا بهت میده نی نی دختر عزیزم ولی همسرت که راضی نیست دوباره بچه دار بشه
وظیفه اس عزیزکم
اره میدونم ماشالله چقدر دختر دوست داری چی میشد سه قلوها ۴ تا بودن قل چهارم دختر میشد خخخخخخخخخخخخخخ
سونگ ببخش زیادی حرف میزنم شرمنده
……………………
سلام اجی خوبی عیبی نداره اجی دشمنت شرمنده اشکالی نداره
اشکالی نداره اجی بازم میاد ب.و.س.ت میکنه سونگ اینجوری میشی
اجی دیشب ساعت ۱۲ و نیم اینا خوابیدم خخخخخخخخ طبق معمولی سونگ و مرتضی هم تو خوابم بودن خخخخخخخخخ

[ بدون نام ] دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 11:11

سلام آجی الهه و تارا ...آجی تارا دیشب تو نت خیلی دنبال فیلم تاتویست گشتم ولی اصلا سایتی نبود که درست گذاشته باشه فقط کلیپهای کوتاه بود اون سایته هم که آنلاین دیده بودم که اسمش رو یادم رفته بود دیگه شرمنده آجی

سلام اجی سمیه خوبی اجی خسته نباشی اوخی عیبی نداره اجی فدای سرت

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 18:31

سلام آجی الهه و آجی سمیه عزیزم
آجی سمیه دیروز نظر ندادی ته دلم کلی نگرانت شدم آجی
خیلی خیلی زیادی بهت وابسته شدم آجی... یه روز نظر ندی نگرانت میشم
آجی سمیه عزیزم فدای سرت آجی اشکالی نداره آجی جونم
آجی وقتی یوتیوب حذف کرده حتما اون سایتی هم که آنلاین توش دیدی حذفش کرده آجی
اینجور فیلما رو کم میشه تو ایران گیر آورد
حالا ولله اگه کره بود میزدی دانلود فیلم سینمایی خالکوب ده تا سایت میاورد با کیفیت عالی و حجم کم
اینجا ایران است
آجی همین که برام گشتی خودش خیلی زیاده آجی جونم یه دنیا ازت ممنونم
آجی داداشم رفیق زیاد داره اگه بش بگم می تونه از سایتای رفیقاش گیر بیاره یه جوری برام ولی خب می ترسم اگه گیرش بیاره بگه باید اول خودم ببینم صحنه و اینا نداشته باشه
آجی خالکوب هم که می دونی فیلمش رو دیدی دیگه خودت بهتر از من می دونی چفدر صحنه های بوووووووق داره
حیف شد نمی تونم به اون بگم
آجی سمیه راستی اگه زحمتی نیست میشه اسم انگلیسی فیلمو برام بنویسی
برم با اسم انگلیسیش یکم توی یاهو و جاهایی غیر گوگل بگردم شاید پیدا بشه
...........
آجی الهه سونگ گفت: سلام الاهه عزیزم... چشمت بی بلا گلم
خب دیگه خواست خدا بوده که سه قلو ها هر سه تا پسر باشن
اشکالی نداره عزیزم همین که سا ته پسر فرشته دارم که همیشه به حرفم گوش میدن و من و مامانشون رو هم کلی دوست دارن و خیلی هم با اذب هست خودش کلی زیاده
از همه مهمتر که که سه قلو ها صحیح و سالم هم به دنیا اومدن
نه عزیزم دشمنت شرمنده باشه آجی گلم
.......................
خخخخخ آجی والا دیشب که خوابیدم نمی دونم رو چه حسابی خواب لی مین هو رو دیدم
والا من همش به سونگ فکر میکردما نمی دونم چرا خواب اونو دیدم
البته آجی دیشب نشستم چند تا پارت از سریال عشق تابستانی لی مین هو رو دیدم فک کنم از تاثیر همون فیلمه بوده
خخخخخ خدا روشکر آجی که خواب سونگ و داداشی رو دیدی منم دعا کردم خوابشونو ببینی
آجی حالا خوابت رو تعریف میکنی؟

سلام اجی خوبی اوخی اجی نگران نباش اجی سمیه کار میکنه کمتر میاد نماشا اجی
…………………
اجی به سونگ بگو:سلام عزیزم خوبی خسته نباشی بله بله میدونم عزیزم تو بچه هارو عالی تربیت کردی سونگ چون خودتم عالی تربیت شدی وقتی کوچیک بودی و فکر کنم از مامانتم کمک گرفتی واسه تربیت سه قلوها
خداروشکر که سه قلوها مثل عرفان داداشم نیستن سونگ اصلا حرف گوش نمیده بی تربیته غذا نمیخوره استخون مونده فقط بد غذاست
بله بله مهم اینکه سالم به دنیا اومدن و سلامت هستن خداروشکر
فدات بشم سونگ ممنونم لطف داری
………………………………………
وای وای اجی چه خواب هایی که تو نمیبینی
ممنونم اجی لطف داری چیکار کنم سونگ و مرتضی وابستگی شدیدی بهم دارن اجی خخخخخخخخ
از سونگ بپرس اجی در مورد خواب دیشبم اگه گفت از الاهه بپرس بگو خودت بگو اخه اجیم خواب هاش کمتر یادش میمونه

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 19:03

ممنونم خوبم آجی تو خوبی؟
آخه خیلی به تو و آجی سمیه وابستم...
آجی سونگ گفت: ممنونم عزیزم بیشتر کار هارو مامانشون کرده تو تربیت سه قلو ها باید از اون ممنون باشم
عزیزم نگران نباش عرفان هم انشاءالله کم کم پی حرف میره الان خوب کوچیکه این چیزا عادیه بهش سخت نگیر
نبینم یه وقت داداش کوچیکتو دعوا کنی هااااا
خدا نکنه عزیزم
....................
خخخخخ نه به اون خواب که رفتم با سونگ تئاتر بازی میکنم نه به این خواب که خواب لی مین هو رو دیدم
خخخخخخخخخخ فکر کنم آجی تو بیشتر بهشون وابسته هستی
شوخی میکنم آجی
خوشحالم که اومدن به خوابت
راستش من تا حالا خواب داداش مرتضی رو ندیدم خیلی دوست دارم یه شب ببینم خوابشو
آجی سونگ بهم گفت: من تعریف نمیکنم خواب رو باید الاهه جون یادش بیاد
..............
آجی من فعلا برم یکم سیب زمینی سرخ کنم بخورم که مردم از گشنگی
خخخ از سونگ پرسیدم میگم امروز چه غذایی بخورم؟
در اومده بهم میگه: سیب زمینی سرخ کرده

خوبم شکر اجی ببخش دیر جواب دادم اجی داشتم کیمچی میدیدم البته موقع دیدنش بود که نظرتو دیدم اما گفتی میخوام شام بخورم منم نظرتو الان تایید میکنم
…………………
سونگ خوب سه قلوهاتو ببین خیلی بهتر از عرفانن با تربیت هستن حرف گوش کن هستن بهتر از عرفانن
چشم دعوا نمیکنم اما دوست ندارم از مهربونیم سوء استفاده کنه سونگ منظورمه عرفانه
خوب تو هم کمک کردی به همسرت تا سه قلوهارو عالی بار بیاره که خداروشکر واقعا عالی بار اومدن
………………
اجی منم بهشون خیلی وابسته ام اما به خوابمم نیان ناراحت نمیشم اما این دونفر شدید بهم وابسته ان
ان شاءالله تو هم خواب داداشی رو میبینی اجی نگران نباش
اجی والله سونگ دیشب تو خوابم بغلم کرد و حرف های امیدوار کننده ای بهم زد در این حد خوابش یادمه
………………
باشه اجی برو

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 20:10

http://uupload.ir/files/01wr_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B7%DB%B1%DB%B8_%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B5%DB%B4%DB%B8.jpg
خخخخخ آجی عکس سیب زمینی سرخ کردمه که الان درست کردم
خیر سرم خواستم روش بنویسم song il-kook
ببین چی شد

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 21:06

آجی من کیمچی رو نتونستم امروز از اولش ببینم اما از وسطلاش دیدم
ولی تکرارش ساعت 3 بامداد میذاره بیدارم
..........
سونگ: اشکالی نداره عزیزم چون کوچولو هست دوست داره بیشتر بهش محبت کنی و شاید سو استفاده کنه ولی اگرم بکنه از رو بچگیشه خوب درک نمیکنه که
چشمت بی بلا عزیزم
سه قلوها که اخلاقشون عااالیه
الهی آپا فداشون بشه
..................
آجی اگه میشه امشب به داداش مرتضی بگو بیاد به خوابم
آجی ولله منم خیلی کم خواب سونگو میبینم...
یعنی قبلا زیاد خوابش رو میدیدم ولی الان بعضی وقتا یهو میبینی یه ماه میشه نمیاد به خوابم
ولی آجی بعضی وقتا که تو و آجی سمیه میگین به خوابتون اومده خیلی خوشحال میشم
به خصوص آجی سمیه چون خیلی کم خواب سونگ رو میبینه وقتی سونگی میره به خوابش خیلی خوشحال میشم
آجی الهه راستی وقتایی که سونگ میاد به خوابت از من و آجی سمیه چیزی نمیگه؟؟؟
آخی سونگی خوش قلب اوپای نازنینم همش دوست داره خوشحالمون کنه و آجی برا همین وقتی میاد به خوابت بغلت میکنه آجی
...............
آجی شام خوردم

اشکالی نداره اجی اما ساعت ۳ شب بگیر بخواب اجی ساعت 13:30 بعد از ظهر تکرارشو ببین اجی اینجوری راحته اما شب بعد از دیدن کیمچی تا لنگ ظهر خوابی
………………
والله چی بگم سونگ اره شاید بره مدرسه درست بشه اخلاق و رفتارش به خصوص شاید از این لاغری هم در بیاد خخخخخخخخخ
اون که بله خیلی عالی بارشون اوردی
خدا نکنه عزیزم
…………………
اجی به داداشی گفتم اگه بتونه به خوابت میاد اجی به سونگم گفتم زود به زود بیاد به خوابت
ناراحت نباش اجی وگرنه سونگ بیاد به خوابت ب.و.س.ت میکنه ها
والله اجی حافظه ام که درست حسابی کار نمیکنه اجی خخخخخخخ والله یادم نمیمونه خواب هام حالا تو از سونگ بپرس ببین در مورد تو و اجی سمیه چیزی میگه
اره اجی سونگ خیلی مهربونه
نوش جونت اجی

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 22:40

آجی من صبح ساعت های 8 صبح می خوابم تا 6:45 دقه بیدار میشم برا کیمچی
..........
آخی عزیزم لاغر شده باید بهش برسین
انشالله مدرسه میره درست میشه رفتارش
..........
ممنونم آجی که گفتی بیان به خوابم
خخخخ سونگی به من که چیزی نمیگه کلک
آجی ازش میپرسم بهم میخده میگه برو از آجی الاهت بپرس

چه خبره اجی @___@ 0_______0
………………
سونگ عرفان از اون اول بد غذا بود بیشترین غذایی که دوست قورمه سبزی،ماکارانی،فست فود،گوشت کوبیده منظورم اب گوشته سونگ که مامانم گوشت شو با گوش کوب میکوبه میشه گوشت کوبیده و عرفانم گاهی اوقات از اینجور چیزا میخوره و شاید بره مدرسه درست بشه همه چیش ان شاءالله امین یا رب العالمین 0_0 0__0
……………………
وظیفه اس اجی به سونگ بگو اجی الاهه به تو و داداشی گفت بیاین به خوابم اخه یادش میره حافظه اش ضعیفه 0_0 0____0
……………………
اجی والله من چیزی از خواب هام یادم نمیمونه اگرم بمونه زیاد یادم نمیمونه

تارا دوشنبه 28 تیر 1395 ساعت 23:37

خخخخ برنامه خوابمه دیگه آجی
خخخخخخ آجی من از بس دیر اومدم جواب نظر بدم سونگ گرفت خوابید
خخخخ آجی منم مث عرفانم اینقدر بد غذام که نگو
عجب داداش باحالی داری آجی سلیقه غذاییش مث منه...
والا منم قرمه سبزی و ماکارونی و فست فود خیلی دوس دارم
خخخخخخخخخ البته از همه غذاهای دنیا اول کیمچی دوست دارما
آجی سونگ گرفت خوابید اگه یادش بره نیاد به خوابم فردا دارم براش
آره آجی قبول دارم سونگی یکم حافظش ضعیفه... خودشم همینو میگه...
تو مستندم خیلی وقتا خیلی چیزا یادش میرفت بعد میخندید و دست میکشید به سرش
اشکال نداره آجی چون زیاد خوابشو میبینی خیلی یادت نمی مونه آجی
من ولی آجی کم خوابشو میبینم بیشتر خوابایی که ازش دیدم رو یادمه...
آجی یه مدت فک کنم دو ماه پیش بود سونگ هر شب تو خوابم بود و همش هم وقتی بیدار میشدم یادم نمیموند دقیق چه خوابی دیدم ولی الانا که خیلی خیلی کم خوابشو میبینم همش تو ذهنم می مونه... والا آجی تازگی اصلا نیومده به خوابم
فقط و فقط تو این یه دو ماهه یکی اون خواب تئاتر بود یه خواب دیگه هم از سونگ توی لابیست همون(هری) دیدم... اونم فکر کنم چون قبل خوابم یه قسمت لابیت دیده بودم خوابشو دیدم... وگرنه دیگه اصلا ندیدم خوابسو
ولی آجی کاش کی امشب دوباره بیا به خوابم...
دلم خیلی براش تنگ شده
بیاد به خوابم بغلش کنم

اخه اجی مریض میشی انقدر میخوابی 0-0 0_0
اجی بدغذا بودن بده چون فست فود معده رو اذیت میکنه اجی پس سعی کن این عادتو ترک کنی اجی والله مستندم زیاد یادم نمیاد اجی خخخخخخ ممنونن اجی لطف داری اره عرفان باحاله اما خیلی اذیت میکنه خانواده مو اجی مثلا میگه گشنمه میره خوراکی یا یخمک یا بسننی یا تخمه میخوره غذا نمیخوره اجی بچه ای که وقتی ۶ ماهه بشه و فرنی نخوره اخرش همینه اوخی سونگ خوابش برد فداش یشم الهی
والله شایدم اینجوری باشه اجی
ان شاءالله بازم خوابشو میبینی اجی نگران نباش حالا برو بگیر بخواب لالا کن اینجوری
شبت بخیر اجی جونم

تارا سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 01:49

خخخخخ خوب آجیت خوش خوابه دیگه
خخخخ اشکال نداره آجی هنوز کوچولو هست زیاد بهونه میگیره آجی مدرسه بره خوب مبشه
آره آجی خیلی سونگی ناز خوابیده
خخخخخ آجی ما تازه می خوایم شام بخوریم
آجی جونم فک کنم الان خوابی عزیزم انشاءالله سونگ بیاد به خوایت
شب بخیر آجی

سلام اجی خوبی صبح بخیر اجی البته تو که ماشالله تا قبل ازکیمچی میخوابی خخخخخخخخخخخخ
ان شاءالله اجی
اوخی اجی بوسش کن از طرف من سونگو میگم اجی
چه خبره اجی مگه شام نخوردی باید پاشی صبحونه بخوری 0_0 0_0
صبحت بخیر اجی

مامان گلی سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 07:54 http://mamanjoni.niniweblog.com/

سلام عزیزم تولدت مبارک .انشاا... هر چی از خدا میخوای بهت بده.
ببخش منو که دیر بهت سر زدم. شرمنده یه مدت درگیر امتحانات دانشگاه بودم از بعد اون هم دنبال خونه میگشتیم و تازه دو روزه رفتیم خونه جدید ممنون که بهم سر میزدی.بازم ببخش

سلام اجی خوبی خسته نباشی ممنونم اجی سلامت باشی ان شاءالله که زود خبر نی نی دار شدنتو تو وبت بخونم ان شاءالله اجی
نه اجی عیبی نداره فدای سرت
خونه جدید هم مبارک باشه ان شاءالله که اتفاق های خوب زیادی تو این خونه برات بیفته از جمله نی نی دار شدنت اجی ممنونم که بهم سر زدی اجی

سمیه سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 11:55

سلام آجی الهه و تارا..آخی عزیزم آجی تارا منم خیلی دلم برات تنگ میشه آجی ولی واقعا خیلی کم میرسم دیگه مثل قبل بیام...نه آجی یوتیوب و فیس بوک...که سایتهای خارجی هستن اتفاقا همه نوع کلیپ و فیلم هم میشه توش پیدا کرد والا آجی من که برات گشتم تا خالکوب رو پیدا کنم کلی فیلم باز شد همه هم از اون فیلمها خخخخخ...ولی دیگه فیلم خالکوب سونگ فقط تیزرش میومد آجی...ولی قبلا تو یه سایت خارجی خونده بودم که کلا اجازه صدورش رو تو سایتهای دیگه ندادن تا سو استفاده نشه شاید واقعا سونگ خودش هم نسبت به این فیلمش حساس بوده که حتی تاکید هم کردن افراد زیر هیجده سال هم نباید نگاه کنن...

سلام اجی خوبی اوخی اجی عیبی نداره اجی تا مهرماه بیشتر کار نمیکنی اجی زودی تموم میشه اینکارت ان شاءالله شایدم سونگم نخواسته لینک دانلودشو تو نت بزارن اجی

تارا سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 17:11

سلام آجی الهه و آجی سمیه عزیزم
آجی سمیه ولله منم هرجا تونستم رو گشتم...
نمی دونم دلیلش چیه که اجازه صدورش رو ندادن آه آجی فیلمای خیلی بدتر از اون هم برای دانلود هست...
منظورم همون فیلم های(هالیوودی) آجی
آره آجی سونگ خیلی نسبت به این فیلم حساسه آجی آخه من به هزار بدبختی راضیش کردم اجازه بده خالکوب رو ببینم...
آجی تو نت که سرچ کردم خالکوب رو دان کنم یه دو تا سایت بود زده بود دانلود فیلم تاتوییست با لینک مستقیم و بازی سونگ ایل گوک...
آجی اون سایت ها رو که باز کردم کلا و کلا مسدود شده بودن آجی... حتی فیلتر هم نبود که بشه دان کرد
آجی حالا تو که فیلمش رو دیدی به نظرت واقعا اینقدر ناجور بود که حتی فیس بوک و یوتیوب هم نذاشتن؟؟؟؟؟؟؟؟
البته من اینو شک ندارم که خود سونگ هم دوست نداره فیلمش پخش بشه تو نت و همه جا گیر بیاد... چون صددرصد بچه هایی هم سن من هستن که برای دیدنش سماجت کنن و وقتی ببین هم روشون تاثیر بذاره...
ولله من آجی اولین باری که فیلم اینجوری دیدم یه فیلم بود اسمش شب خونین بود آجی فیلم هالیوود بود... اونو که دیدم تا یه ماه شبا با جیغ از خواب میپریدم... جرات نداشتم برم تو آشپزخونه یه لیوان آب بردارم...
ولی خب از بس از اینجور فیلما دیدم الان دیگه برام عادی شده...
نه می ترسم و نه روم تاثیر میذاره... خخخخ کلا وقتی اینجور فیلما رو میبینم قیاغم میشه این
آجی ولی اگه تو مهر کارت کم ب‌‌شه و آزاد باشه وقتت اون موقع منم که میرم مدرسه و نمی تونم زیاد بیام
در کل فک کنم تو هر وقتی هم باید دلتنگ باشم آجی
دلم برا قبلا ها تنگ شده که تو نماشا صبح ها با هم یه ساعت حرف میزدیم و خوش و بش میکردیم
...........................
آجی الهه امروز خیلی خیلی هنر کردم ساعت 17:00 بیدار شدم
آجی دیگه ولله صبحونه نخوردم خوابیدم
خخخخ آجی سونگی رو بوسش کردم بعدم بیدارش کردم شاد و شنگول دوباره رفت سر تئاتر
حححححححححح عصر بخیر آجی

سلام اجی خوبی باز شروع کردی اجی اگه دوباره اشک بریزی و ناراحت باشی با جک هام پخش زمینت میکنم سونگم با ب.و.س کردن هاش پخش زمینت میکنه گفته باشم اجی
اوه اوه خوب از اینجور فیلما نبین اجی
خوبه اجی افرین همیشه ساعت ۵ بیدار شد نه یه رب به ۷
پاشو برو یه چیزی بخور اجی
اجی سونگ دیشب اومد به خوابت ؟؟؟؟؟؟؟
داداشی دیشب اومد به خوابت اجی؟؟؟؟؟؟
ممنونم اجی عصر تو هم بخیر باشه ان شاءالله

تارا سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 22:37

باشه آجی بخاطر تو و اون جک هات آجی چشم
ولی گفته باشمااا من از خدامم هست سونگ بیاد منو بوس کنه
آجی ببخش خیلی دیر اومدم ولله کیم چی که شروع شد محو دیدنش شدم کلا یادم رفت بیام وبت
خخخخ شانسی ساعت 5 بیدار شدم بعضی وقتا بس که خوابم به کیمچی هم نمیرسم
آجی تازه الان غذا خوردم دیگه داشتم از گشنگی میمردم
آجی هیچ کودوم به خوابم نیومدن آجی ولی سونگ امروز خیلی تو خیالم بود...
آجی الان دیگه عصرم گذشت شب شده خخخ

افرین اجی چشمت بی بلا یا ابوالفضل من جای تو بودم اینجوری میشدم اجی
عیبی نداره اجی فدای سرت
اوخی اجی زودتر غذا بخور از این به بعد اجی کلا شام ناهار صبحونه رو به وقت خودش بخور اجی
اشکالی نداره اجی میان به خوابت صبور باش اجی
راستی سونگ چند دقیقه پیش پیچشو اپدیت کرد اجی از طرف من ازش تشکر کن اجژ
دو بار اپدیت کرده اجی
فکر کنم الان تو کره بیداره اجی بمیرم براش فکر کنم پاشده تیاترو تمرین کنه

تارا سه‌شنبه 29 تیر 1395 ساعت 23:05

آجی امشب دوباره قهر کردم آجی حالم یکمی گرفته می خوام محض رضای خدا هم شده زود بخوابم
آجی هدفون گذاشتم شاید با موزیک های داداشی خوابم ببره...
صدای داداشی به نظرم خیلی آروم و آرامش بخشه
آجی الان می خوابم دعا کن خواب سونگ رو ببینم
هر جوری بیاد به خوابم راضیم ولله فقط دعا کن بیاد به خوابم
آجی الهه خیلی دوست دارم آجی فعلا شبت بخیر آجی جونم

اوخی اجی قهر نباش توروخدا با سونگ اجی اره اهنگ های داداشی خیلی ارامبخشه ان شاءالله میبینی خوابشو اجی گریه نکن اجی ممنونم اجی شب تو هم بخیر

سمیه چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 10:04

سلام آجی الهه و تارا جون.....میدونی آجی نمیتونم بگم ناجور نبود تاتوتیست اولین فیلمی از سونگ بود که من واقعا ناراحت شدم که چرا بازی کرده ولی خوب آجی به قول خودت با اون چیزایی که به دلم اومد و سونگ تو خیالم بهم گفت که چرا بازی کرده دیگه حساسیتم رو کنار گذاشتم ...آجی بدتر از اون هم خیلی هست تو یوتیوب پره از فیلمهایی که صدبرابر بدتر از فیلم تاتویست سونگه آجی ...میدونی آجی سونگ تو فیلم تاتویست بیشتر نقش یه آدم روانی رو داره که تشنه اذیت کردن زن ها هست و بعد هم اونا رو میکشه یه جوری رو زنهایی که به روی بدنشون خالکوبی دارن بیشتر حساسیت داره و دوست داره اونا رو اذیت کنه دو تا از زن ها شبیه خودش میخوان اون رو بکشن ولی هر دوشون رو اون میکشه ولی بازیگر اصلی زن رو تا آخر فیلم نمیتونه و آخرش هم به دست یه پلیس(که قبلا مثلا سونگ خواهرش رو اذیت کرده )کشته میشه...

سلام اجی خوبی یا ابوالفضل عچب فیلمی باری کرده سونگ اجی اما خودش خیلی تو زندگی واقعیش خوبه

تارا چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 10:10

سلام آجی الهه و آجی سمیه... خوبین آجی ها؟
من که خودمو کشتم تا الان خوابم نبرد
البته دیگه صبح شده صبحتون بخیر
آجی سمیه... آجی الهه... خودمو کشتم تا تونستم فیلم تتویست سونگ رو دان کنم... کلی نقشه کشیدم از داداشم سوء استفاده کردم تا فیلمو برام گیر بیاره... راستش دم صبح تقریبا ساعت های 3 بود فکر کنم من و داداشم و زن داداشم مسابقه هندونه خوری گذاشتیم... نفری یه نصف هندونه برداشتیم بعد گفتیم هرکی زود تر بخوره هندونشو هر فیلمی بگه میبینیم... البته این نظر من بود...
منم که تا یک دو سه گفتیم با کله رفتم تو هندونه و 2 دقه نشد تمومش کردم
بعدم به داداشم گفتم: از لج تو هم که شده می خوام یکی از فیلمای عشقمو انتخواب کنم ببینیم... بعدم به داداشم گفتم برو سرچ کن تمام فیلم های سینمایی سونگ بیاد تا من یکیشو انتخاب کنم... هیچی لیستشونو که آورد آجی من گفتم خالکوب به نظر فیلم قشنگی میاد... گفتم برو بگرد پیدا کن برا دانلود...
داداشم هم که تو سایتای خارجی یکم وارده و سایتا رو میشناسه رفت یه سایتی گفت اینجا برای دانلود داره ولی انگار این فیلمی که انتخاب کردی زیرنویس نداره... بعد منم آدرس سایتو قایمکی برداشتم و به داداشم گفتم پس بیخیال بریم یه فیلم دیگه...
آجی با گوشیم فیلمو دان کردم کامل دیدمش
خیلی کیفیت نداشت زیرنویس هم نداشت ولی فهمیدم فیلم راجب چی بود و کامل جریانش رو فهمیدم...
راستش به سونگ حق میدم و می دونم که واقعا مجبور بوده این کارو بکنه...
آجی سمیه... من اولین بار که فیلم سرگیجه رو دیدم یه صحنه کوتاه داشت که تقریبا مثل تتویست بود و اون صحنه رو که دیدم خیلی خیلی از سونگ ناراحت شدم... ولی آجی الهه بهم گفت که سونگ بخاطر مشکل مالی مجبور شده این فیلمو بازی کنه... منم تو دلم به سونگ حق دادم...
راستش تتویست خیلی صحنه ها و تیکه های بدتر از اون داشت ولی بازم سونگ رو درک میکنم و بهش حق میدم... از یه طرف که مطمئن مطمئن هستم که تمام این صحنه ها الکیه و همش حقه های فیلم بردار و کارگردانه... چون پشت صحنه اینجور فیلما رو زیاد دیدم...
آجی سمیه خداروشکر فیلمش جوری نبود که روم تاثیر بذاره و به نظرم خیلی ترسناک نبود... فقط صحنه خشن داشت
پایان خیلی خوبی هم داشت و همچین آدم پستی لیاقتش همین بود(البته فقط نقشش رو میگم) واقعا آجی سونگ به عنوان یه بازیگر نقشش رو عالی بازی کرد... دقیقا مث همون حرفی که تو هم زدی آجی منم همون نظرو راجب فیلم دارم...
ولی واقعا از ته دلم آرزو میکنم دیگه هیچ وقت سونگ مجبور نشه اینجور نقش ها رو بازی کنه
خیلی نقشش بد بود. ولی سونگ خوب نقشو بازی کرد.. ولی بازم سونگ هر جور فیلمی بازی کنه اصلا دلیل نمیشه من ذره ای از عشقم بهش کم بشه... مهم نیست چه فیلمایی بازی کنه... مهم شخصیت واقعیشه نه شخصیت های فیلمیش
آجی الهه...آجی ممنونم بهم گفتی نمی دونستم پیچشو آپ کرده عزیزدلم چه عکسای نازی از سه قلو ها گذاشته بود
سه قلوها خیلی بزرگ شدن من تو ذهنم هنوز سه تا نی نی کوچولوی تپلی بودن عکسشونو که دیدم تو پیچ سونگ خیلی قیافه هاشون عوض شده...
البته مانسه هنوز همون شکلی بود
آره آجی اون موقع تو کره بیدار بود فداش بشم به فکر طرفداراشه که پیچشو آپ کرد...
آجی راستی معنی عدد 1958 رو تو می دونی؟
همون عکس پروفایل سونگ عجیبه برام
من برم بخوابم که ساعت 10 صبحه هنوز از دیشب بیدارم
آجی الهه اگه زحمتی نیست بگو آجی سمیه بیاد این نظرمو بخونه بفهمه تتویست رو دیدم
آجی ها شب بخیر
سونگی امروز نیای به خوابم من دانم و تو

سلام اجی خوبی ممنونم اجی خوبم شکر ممنونم اجی صبح تو هم بخیر اجی پس اخر خالکوبو دیدی اجی والله من ازش میترسم اجی خخخخخخخخخخخخخ
اجی اره سونگ تو زندگی خودش واقعا ادم خیلی خوبیه
اره اجی سونگ به خاطر مشکل مالیش مجبور سرگیجه رو بازی کنه
وظیفه اس اجی اخه میدونی اجی وقتی سونگ اپدیت میکنه پیچشو چند دقیقه بعدش از اینستاگرام پیغام میاد که سونگ یا هوادارهای سه قلوها پیچ شونو اپدیت کردن نه اجی سه قلوها خیلی بزرگ شدن مانسه هم دیگه فکر نکنم زیاد شیطونی بکنه اخه عکسی که سونگ دیروز گذاشته بود ازش چهره مانسه خیلی اروم بود الهی فدای هر سه تاشون بشم
اره اجی هم به فکر طرفداراشه که پیچشو اپدیت کرده هم پا شده تیاترو تمرین کنه خدا کنه زود این تیاترش تموم بشه اجی
والله منم نمیدونم اجی از سونگ بپرس ببین معنی این عکس پروفایلش چیه 0_0 0-0 @_@
باشه اجی برو بخواب زیاد نخواب اجی
با سونگ قهر کنی پخش زمینت میکنما اجی گفته باشم
وقتی میگم میاد به خوابت اخر میاد اجی اخلاق رفتار سونگ و مرتضی دستم اومده
باشه اجی میگم تو برو لالا کن شب بخیر اجی

تارا چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 11:04

آجی الهه بی خوابی زده به سرم الانم اومدم یه سر زدم آجی سمیه نظر گذاشته دیگه حس خوابم پرید
آره آجی اینو قبول دارم که واقعا فیلم ناجوری بود و منم خیلی ناراحت شدم... آره آجی اینا رو فهمیدم فقط نفهمیدم انگاری اون زن اصلی که خالک.وبی میکرد مثل اینکه از زهرمار توی جوهرش استفاده میکرد آجی نفهمیدم چرا اون لحظه آخر فیلمم اون خالکوبی ها شکل مار حرکت کردن اجی اونجاش که چش سونگ قرمز شده بود مثل خون آشام ها شده بود من فقط و فقط از همون تیکش خیلی ترسیدم
آجی ولی آخرشم همین جریان خالکوبی که انگار یه جورایی جادویی بود رو نفهمیدم... اگه میدونی بگو آجی تو کفش موندم
آجی اینو می دونم تو یوتیوب فیلمایی هست که هزار برابر این صحنه ها واضح تر هستن و واقعا...
ولی آجی جدا نمی خوام تو این فیلم طرف سونگو بگیرم چون نقشش کاملا معلوم بود یه روانیه قاتله که تنها سرگرمیشم آزار و اذیت زن ها و کشتن اون هاست...
فقط و فقط توی تنها نقطه ای که می تونم طرف سونگ رو بگیرم اینه که توی این فیلم به عنوااان یه بازیگر نقشش رو خیلی طبیعی و خوب بازی کرد...
ولله فقط همینو می تونم بگم
خخخخ حالا بیخیالش آجی سمیه خودت چطوری خوبی؟
یه وقت نفهمم سرکار به خو ت سختی میدی هاااا آجی
..................
آجی الهه به نظر منم مانسه قیافش آروم نشون میده بش میاد آروم تر شده باشه...
ولی بازم طبق معمول از همه آروم تر و قانع تر فک کنم همون دائه هانه
مین گوکم که گوله نمک من با ادب و حرف گوش کن
خخخخخ آجی با سونگ قهر نکردم با زن داداشم بحثم شد
خخخخخخخخخخ این دفه میرم بخوابم آجی جدا میرم لالا

اجی یا ابوالفضل چقدر ترسناکهذاین خالکوب اما الکیه اجی
والله من که الانم ۱۸ سالمه نمیتونم خالکوب ببینم اجی
خوب دیگه بیخیال خالکوب میشیم اجی خخخخخخخخخخخخ
نه اجی کلا سه قلوهای سونگ بچه های ارومی هستن اجی عین پدر و مادرشون
با هیچکس بحث نکن اجی افرین
ببخش دیر تایید کردم اجی راستی سونگ در مورد کربلا رفتن مامانم چیزی بهت گفته اجی؟؟؟!!!
بهت گفته که قراره مامانم با داداشم ۸ مرداد بره کربلا؟؟؟

سمیه چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 14:56

وای آجی تارا سونگ تاتو رو فوقالعاده بازی،کرد هرچند کاملا منفی بود ولی بازیش عالی بود مخصوصا همون جا که به قول خودت میگی ترسناک شد و چشماش قرمز شد به نظر من واقعا تو حس نقشش عالی رفت ...فیلمش که آجی تقریبا تخیلی بود آخرش هم که اون ماره خالکوبی شده رو بدنش نیشش زد یه جورایی مثلا میخواست بگه به تعداد مارهایی که رو بدنش هست زنها رو اذیت میکنه و میکشه ولی آخرش با نیش یکی از همون مارها زهر وارد بدنش شد ...حالا آجی به قول خودت دیگه بی خیالش... از سونگ هم بگیم دیگه تو هم بی خیال اینجور فیلمها شو اصلا هالیوودی ها اینجوری دوست دارن که داشته باشن ما به همون فیلمهای آسیای خوب راضی هستیم ...آجی هر چه هم سونگ نقشش رو عالی بازی کنه اینجور نقشها رو اصلا نمیتونم ازش قبول کنم حتی اگه بخواد هم منفی باشه دلم میخواد یه نقشی مثل امپراطور دریا باشه ...وای یومجانگ چه عشق پاکی داشت یادم افتاد بهش خخخخ

منم نمیتونم این جور فیلم هارو ببینم اجی اما سونگ همه نقش هاشو عالی بازی میکنه

تارا چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 20:46

سلام آجی الهه و آجی سمیه عزیزم
آره آجی سمیه فیلمای هالیوودی به نظر من که اصلا خوب نیستن... همون فیلمای آسیای خودمون خیلی هم خوبن
ولی بازم نسبت به تمام فیلمای هالیوودی که دیده بودم فیلم سونگ رو بیشتر میپسندم...اونو خودشون رو بکشن هم همچین بازیگرایی که اینقدر فیلمو طبیعی بازی کنن گیر نمیارن... به خصوووووص همون تیکه آرش سونگ خیلی طبیعی بازی کرد
بازم خدا لعنت کنه اون آدمایی رو که باعث شدن سونگی عزیزم همچین فیلمی بازی کنه... وای آجی گفتی یومجانگ
آجی فک کنم تو تمام فیلمایی که سونگ بازی کرده هیچ کودوم مثل یومجانگ عشقش پاک نبود
اصلا یومجانگ کلا با همه فیلماش برا من فرق داره عزیزدلم
آجی یه بار از سونگ پرسیدم گفتم تو فیلمای تاریخیت کودومو خودت بیشتر دوست داری؟... سونگی هم گفت:من یومجانگ رو یکمی بیشتر دوست دارم اما خوب بازم برام سخته واقعا بین جومونگ و یومجانگ یکیو انتخاب کنم
آجی ولی فک کنم خودشم یومجانگ رو بیشتر دوست داره... شایدم بخاطر عشق پاکش توی فیلمه که اونو بیشتر دوست داره
آجی الهه... آجی سمیه... امروز فهمیدم داداشم رو برنامه ماه عسل دعوت کردن که سال بعد که برنامش پخش میشه داداشم بره
من خیلی بدم میاد از احسان علیخوانی متنفرم اصلا دوست ندارم داداشم بره
دعا کنین تا سال دیگه یه اتفاقی بیوفته کنسل بشه... چون اسم داداشمو ثبت کردن
.............
وای آجی الهه جدا میگی عزیزم خیلی خوشحال شدم انشالله که آجی قسمت تو هم بشه بری عزیزم
آجی ولی سونگی بهم نگفته بود

سلام اجی خوبی والله من نظرم بین سریالا جومونگو بیشتر دوست دارم اجی چیکار کنم من وقتی جومونگو پخش کردن سونگو شناختم اجی اوخی اجی دیگه گذشته ها گذشته اجی منم مثل تو بودم اجی ازش بدم میومد اما خوب به خاطر سونگ و مرتضی دیگه سعی میکنم چیزی پشت سرش نگم و ازش بد نگم اجی مطمینا سونگم اینو ازت میخواد اجی حتما صلاح بوده که داداشت دعوت شده اجی همه چی رو به خدا بسپار اجی اگه صلاح بدونه کاری میکنه تا داداشت نره ماه عسل اما اگه خدا نخواد کاری بکنه میره داداشت اجی دیگه ناراحت نباش و بخند اجی اره اجی ممنونم اجی سلامت باشی ان شاءالله قسمت تو هم بشه بتونی بری اجی من ۲۶ یعنی شب ۲۶ تیر خواب کربلا رو دیدم اجی بپرس از سونگ که اجی الاهه چه خوابی دیده اگه گفت ازم بپرسی بگو اینبارم تو بگو به خاطر من خودمو میگم اجی

تارا چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 20:53

آجی سمیه راستی اون فیلمه عشق غمناک سونگ هست... همون که با اون دختره که توی فرشته الهی نقش ویوین رو داشت با اون دختره بازی کرده... همون که سونگی توی فیلم چشماش نابینا میشه آخرش
آجی اسم انگلیسی این فیلم رو میدونی؟؟؟
راستش حالا که تو مسابقه هندونه خوری برنده شدم حیفه جایزم از دست بره
حداقل اونو دان کنم ببینینم فقط اسم انگلیسیش یادم نمیاد...
اگه اونو بدونم یه سایت خارجی داداشم میشناسه حتما تو اون هست دان کنم
آجی اگه زحمتی نیست و اسمشو میدونی حتما بهم یگو

سلام اجی خوبی اون کلیپ رو میگی اجی اونو تو نت دانلود میکنم برات اپلود میکنم بهت میدم اجی تشکرم نمیخواد

تارا چهارشنبه 30 تیر 1395 ساعت 21:56

آجی ممنونم آجی ولی منظورم کل فیلمش هست
آجی چون یه فیلم سینمایی کامل ازش هست آجی اسم انگلیسیشو نمیدمنم
آجی راستس یه نظر دادم اونو تایید نمیکنی؟

وظیفه اس اجی ببین اجی این کلیپ خیلی کوتاهه اجی البته فیلم نیست اجی یه نوع فیلم کوتاهه اجی الان تایید میکنم اجی

تارا جمعه 1 مرداد 1395 ساعت 23:15 http://song-tara.moonfa.com

سلام آجی الهه و آجی سمیه عزیزم
ببخشید نظر ندادم آخه خیلی حالم خوب نبود فکر کنم مریض شدم خیلی حالم داغونه... الان قرص خوردم بهترم اومدم یه نظر بدم که یه وقت نگران نشین
آجی الهه... آجی سمیه... من یه وب زدم اما هنوز پست خواصی نذاشتم فقط وب زدم...توی سایت وبلاگدهی داداشم زدم به نظرتون الان چطوره؟
ببخش آجی الهه بی اجازه لینکت کردم آجی

سلام عزیزدل اجی خوبی عیبی نداره اجی فدای سرت ان شاءالله زود خوب میشی اجی نبات داغ و شربت ابلیمو و قرص کدیین بخور اجی واقعا عالی هستن اجی وبت خیلی نازه نه بابا عیبی نداره اجی

تارا جمعه 1 مرداد 1395 ساعت 23:54

ممنون آجی تو خوبی؟
آجی الان فقط قرص کدیین خوردم دو تا بهتر شدم فک کنم سرماخوردگی شدید دارم
آجی من وقتی سرما میخورم تا دم مرگ میرم
آجی رو وبم آهنگ جاده یک طرفه داداشی رو گذاشتم
انشالله آپس میکنم یکمی حالم بهتر بشه...
آجی همینجوری الکی حوصلم سر رفته بود یه نقاشی کشیدم گذاشتم اینستاگرام...
به نظرت چطوره؟
http://uupload.ir/files/rnn7_img_20160722_124442.jpg
آجی راستی پریشب که نظر ندادم آجی ولی خواب سونگ و سه قلوها رو دیدم...
آجی من و سونگ و سه قلو ها رفته بودیم با هم تفریح...
بعد یکم بازی کردیم نشستیم یه جا یکم حرف بزنیم... آخه من و سونگ از بس دنبال سه قلو ها دویدیم و بازی کردیم خیلی خسته شده بودیم
بعد آجی سونگ همینجوری از فرصت استفاده کرد از مین گوک پرسید تو توی دنیا کی رو از همه بیشتر دوست داری؟
مین گوک یکم فکر کرد و گفت من مامانو بیشتر از همه دوست دارم...
بعد از مانسه هم همین سوالو کرد... مانسه گفت: من بابام رو توی دنیا از همه بیشتر دوست دارم
آجی بعد که رسید به دائه هان آجی خیلی جوابش عجیب بود یهو پریو تو بغل من گفت من آبجی تارا رو از همه بیشتر دوست دارم...
آخی فدای دائه هان عزیزم‌
آجی بعد سونگ به من حسودیش شده بود رو شوخی میخندید بهم میگفت خوشبحالت
آجی تو خوابم خیلی خوش گذشت... من و سونگ و سه قلو ها توی پارک جنگلی بودیم تا تونستیم بازی کردیم و خوش گذروندیدم و خندیدیم
آجی یه کلیپ هست که جدیدا منتشر شده سونگ و سه قلو ها و همسرش دارن میرن بیرون سه قلو ها یه لباس آبی کمرنگ پوشیدن و می خوان سوار کشتی بشن... بعد آجی سونگ و زنش هم لباسشون رو ست کرده بودن...
آجی سونگ توی خوابم با همون لباسه بود لباس سفید و سیاه راه راهی...
آجی طبق معمول هم سونگ یه کیف پشتی بزرگ کول کرده بود و سه قلوها هم نفری یه کیف داشتن... دقیقا مثل همیشه
آچی من نمی دونم چرا سونگ هرجا میره یه کیف خیلی بزرگ کول میکنه و برا سه قلو ها هم نفری یه کیف جدا کولشون میکنه...
آجی بدبجور کنجکاوم بدونم تو کیفشون چیا میذارن که اینقدر پر میشه
سونگی که کیفش کم مونده بود بترکه بس که پر بود

سلام اجی خوبی ممنونم اجی خوبم شکر تو خوبی اجی جزء کدیین سرماخوردگی هم بخور اجی
خدا نکنه اجی خوب میشی ان شاءالله اجی ان شاءالله آپش میکنی اجی نگران نباش
افرین اجی اهنگو میگم اجی خخخخخخخخخخ
نقاشیت واقعا عالیه اجی تو کی نقاشی میکشیدی اجی هات بی خبر بودن
پس بلاخره سونگ اومد به خوابت اجی گفتم که میاد کلا اخلاق و رفتار سونگ دستم اومده اجی
اوخی اجی چه خواب قشنگی دیدی اجی
اره اجی اون کلیپو دیدم سونگه دیگه همه چی رو باید با هم ست کنه
اجی سونگ تو کیفش بیشتر خوراکی و یا شاید هم اب میزاره اجی دلم نمیخواد سه قلوها که بزرگ شدن ازدواج کنن و مامان باباشون تنها بمونن دوست دارم سه قلوها همیشه با پدر و مادرشون زندگی کنن ازدواجم نکنن ببخش اینو گفتم اجی

تارا شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 00:02

آجی راستی آجی سمیه کجاست؟؟ :گریه‌:
دو روزه نظر نداده آجی نگرانش شدم آجی نماشا فعاله؟؟؟
دلم تنگ شده

اجی نگران نباش حال اجی سمیه خوبه اجی بهم نظر داده بود تو کانالم جوابشو دادم اجی گفتم تو نظر گذاشتی اجی نگران نباش زودی میخونه و بتونه بهت نظر میده اجی راستی اون کلیپی که عشق غمناک هست رو میخوای اجی لینک اپارتشو بهت بدم!!

تارا شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 00:25

آجی کاش کی بیاد فردا بتونیم حرف بزنیم
آجی راستش اون کلیپو آجی می دونم هست آجی من فیلم کاملش رو میخوام... بعد فیلم کاملش هم توی یه سایت خارجی هست آجی داداشم گفت اسم خارجیش رو گیر بیار تا برات دانلود کنمش... آجی اسم انگلیسیشو قبلا بلد بودم الان یادم رفته... گفتم شاید آجی سمیه که انگلیسی بلده اسم اونم بدونه

سلام اجی خوبی ان شاءالله میاد اجی نگران نباش غیر این صورت پحش زمینت میکنما
اجی به اجی رهنما در مورد اسم کلیپ نظر دادم اجی تایید نکرده هنوز اجی تایید کرد بهت میگم اجی اما فکر نکنم فیلم باشه اجی یه نوع کلیپ کوتاهه اجی اگه فیلم بود تو ویکی پدیا سونگ میزد که این فیلمو بازی کرده اجی

تارا شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 02:11

خخخخخخ آجی حالا نمی خوام تعریف کنم از خودم ولی خداییش نقاشیم خیلی عالیه!
آجی هرسال مدرسه مجبورم میکنن مسابقه نقاشی شرکت کنم آخرش به مسابقه کشوری که میرسم خودم ول میکنم
دوست ندارم الکی آجی اسمم معروف بشه
بخاطر همون شعر که میگم آجی یه مدت معروف شده بودم آجی کلی دشمن پیدا کردم آجی دیگه نمی خوام اسمم جایی معروف بشه
آجی اصلا به این چیزا فکر نکن آجی ولله اگه سه قلو ها بخوان ازدواج کنن حداقل میشه 15 سال دیگه
اونا تازه الان 5 سالشونه آجی حالا حالاها مونده برا این حرفا
آجی بلاخره هرکی بزرگ میشه باید تشکیل خانواده بده آجی خب اونا هم حق دارن آجی بزرگ بشن بلاخره ازدواج میکنن
آجی ولی حالا مگه سونگ که ازدواج کرده مادر و پدرش رو تنها گذاشته؟؟؟؟؟؟؟
آجی سه قلو هاهم دقیقا مثل سونگ هستن و وقتی هم که ازدواج کنن هیچ وقت سونگ و مادرشون رو تنها نمیذارن
آجی یه وقت به آجی رهنما نگی من اسم فیلم رو میخوام هااا
آجی آخه نماشا که نیومدم یه مدته دوست ندارم دوستام فکر کنن من فقط با تو و آجی سمیه در ارتباطم
اگه بفهمن ناراحت میشن
به خصوص رهی آجی اگه بفهمه ازم ناراحت میشه
آجی ولی من فیلمشو دیدم آجی
فیلمشو کامل دیدم فقط الان هم اگه بشه دوست دارم دوباره ببینم
آجی نمی دونم از چه شبکه ای بود یه شبکه کره ای بود آجی آنلاین تو یه سایت خارجی دیدم
فک کنم KBS2 بود حالا بازم نمیدونم
آجی خیلی فیلمش گریه داره
سونگی تو فیلم هم چشمش مریضی داره که نابینا میشه آجی
آجی ویکی پدیا رو نمی دونم ولی آجی مطمئنم که این فیلم وجود داره آجی
آجی یعنی اگه آجی سمیه نیاد منو پخش زمین میکنی؟؟؟؟

اجی اره عالیه نقاشیت اجی اوخی عیبی نداره اجی راستش اینو گفتم در مورد سه قلوها اجی اگه بخوان ازدواج کنن باید سه تا دختر سه قلو پیدا بشه اجی اگه نشه نمیتونن هر جوری که بخوان ازدواج کنن اجی
ان شاءالله اجی اما خوب کمتر سه قلو دختر پیدا میشه همه اش پسر دار میشن تو کره اجی
نه اجی نگفتم اما اجی سیما حالتو چند روز پیش پرشید اجی گفتم خوبی اجی اما نگفتم اینجا باهام حرف میزنی اجی یگانه هم بهت سلام رسوند اجی همونی که سونگو دوست داره اجی
اجی اگه فیلمشو دیدی میشه منم ببینم اجی نه اجی بیخیال کلیپ زیاد نمیتونم دانلود کنم ارور میده چه برسه به فیلم خخخخخخخ
باز شروع کردی به گریه اجی
نه اجی گفتم ناراحت و غمگین نباش وگرنه پخش زمینت میکنم

تارا شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 04:07

آجی ولی نیازی نیست سه قلو دختر باشه که آجی فرقی نداره... سه تا دختر بلاخره پیدا میشن تا 15 سال دیگه
آجی ولله حالا اون دخترا سنشون یکی دو سالی فرق داشته باشه مهم نیست... ولی حالا حالا ها مونده تا ازدواج سه قلو ها
آخی آجی دلم برا آجی سیما و آجی یگانه خیلی تنگ شده
آجی من با آجی یگانه خیلی خیلی صمیمی هستم با هم دوست بودیم زیاد ولی بدون خداحافظی از نماشا غیب شدم...
الانم نمی تونم برگردم چون که اجازه ندارم
درسته پیش مامانم نیستم ولی بازم اجازه نماشا اومدن رو ندارم...
آجی خیلی خیلی دلم برا آجی هام تنگ شده
آجی چند روز پیش فک کنم تولد آجی مرضیه بود آجی
با آجی مرضیه هم خیلی خیلی خیلی خیلی صمیمی هستم ولی نتونستم تولدش رو تبریک بگم یا براش میکس بسازم...
کاش که آجی هام ببخشن منو
آجی فیلمش خیلی خیلی قشنگه ولی کمیابه...
آجی بازیگر زنش هم همون ویوین توی سریال مردی به نام خدا هست...
آجی سونگ آخر فیلم نابینا میشه
آجی ولله دلم یه ذره شده برا آجی هام تو نماشا
آجی مهدیه... آجی مرضیه... آجی یگانه... آجی ماریا... آجی سیما... آجی گردآفرید... آجی سارا... آجی رهنما و تمام آجی هام
آجی الان هم تو یه سایت خارجی آجی حرف های سونگی رو خوندم خیلی گریه کردم...
از بس دلتنگ سه قلو ها و سونگم فوری با حرفاش گریم گرفت
آجی سونگ بر این عقیدست که سه قلوها هرکودوم هر رویایی دارن براشون برآورده کنهرو اصلا نمی خواد توی شغل آیندشون دخالت کنه...
آجی سونگ دیگه سه قلو ها رو نمیاره توی تلوزیون آجی من میمیرم از دلتنگی:گریه‌:
آجی یاد قسمت آخر مستند افتادم چقدر گریه کردم از خداحافظی سونگ و سه قلوها
آجی کلا دوباره زدم تو فاز غم دیوونه شدم آجی من می خوام برم کره پیش سونگو سه قلوها
می خوام از نزدیک ببینمشون
آجی فکر نکنم با وضع مالی و اوضاع خانوادم تا آإر عمرم هیچ وقت نمی تونم برم کره... آجی دوست دارم تو واقعیت سونگ منو بشناسه...
دوست دارم بفهمه چقدر عاشقشم
می خوام قبل مرگم سونگی رو ببینم می خوام باهاش حرف بزنم آجی برای یه بارم که شده دوست دارم توی چشماش نگاه کنم آجی دارم دیوونه میشم دیگه طاقت ندارم اینجوری زندگی کنم دیگه نمی تونم با خیال سونگ و با خواب های سونگ زندگی کنم من خود واقعی سونگ رو می خوام مگه من چه گناهی کردم که تو خانواده ای دنیا اومدم که به هیچ کودوم از اهداف و آرزوهام نمی تونم برسم... من کسایی رو میشناسم که از لحظه تولد هرچی تو ذهنشون باشه دارن تا آخر مرگشون... این عادلانه نیست که همه جور انسان توی یه دنیا با هم زندگی کنن آجی من طرفدارای سونگ رو بعضی ها رو میشناسم که اراده کنن میرن کره و سونگو میبینن... ولی من اگه خودمو بکشم هم نمی تونم برم اونجا... نمی تونم سونگی عزیزمو ببینم آجی...

سلام اجی خوبی اروم باش اجی اروم باش اجی سونگ از نظر و نگاه من واقعا کنارمونه اجی درسته نمیبینیمش اما دوسمون داره اجی گریه نکن اجی اجیت طاقت اشک هاتو نداره ان شاءالله سونگم میبینی اجی

سمیه شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 18:15

سلام آجی الهه و تارا ببخشید آجی الهه دیر اومدم فدات بشم آجی تارا وای چه خواب نازی دیدی آخی داهان عشق من بهت گفته اجی تارا دوست دارم وای عزیزم فداش بشم من آخی آجی وبت هم که تازه زدی دیدم قالب وبلاگت ناز بود مبارک باشه عزیزم...آجی اون کلیپی که از سونگ هست که میگی sad love فقط یه کلیپه آجی همین البته یه فیلمی هم به این اسم هست که اصلا ربطی به این کلیپ سونگ نداره یه فیلم دیگه هست آجی من تو یوتیوب اون رو دیدم ...وای عزیزم فدات بشم تو هم مثل من عشق نقاشی هم هستی تو کلاس رفتی آجی یا نه؟ من همین طوری خودم بعضی وقتا واسه تنوع میکشم آجی ولی کلاس نرفتم خیلی هم نقاشی رو دوس دارم آخی عزیز دلم ناراحت نباش به نظر من همین که خدا خواسته سونگ تو قلبت و خوابته خودش خیلی خوبه آجی جون...وای آجی باز با این خوابت یاد اون خواب خودم افتادم که مثل روح رفته بودم خونه سونگ بعد فقط مینگوک من رو میدید اون وقت از سونگ گفت بابا سمیه خیلی دوست داره تو هم دوسش داری بوسش کن خخخخ چه خواب با حالی بود هیچ وقت یادم نمی ره

سلام اجی خوبی اشکالی نداره اجی اره اجی این خواب اجی تارا خیلی قشنگه ^_^ ^_^
اجی یادمه یه نقاشی از یومجانگ کشیده بودی خخخخخخخخخخخخ
اره اجی خواست خدا این بوده و باید به خواسته و حکمتش و صلاحش احترام بزاریم مثل من اجی که سال ۸۷ سونگ رو شناختم و سال۹۳ هم داداشی رو اجی اینا همه اش خواسته خداست اجی که دو تا عشق پاک بهم داده

سمیه شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 18:49

وای آجی چرا خخخخخخخ یعنی اینقد ضایعه کشیده بودم

سلام اجی خوبی نه اجی قشنگ بود ببخش دیر تایید کردم

تارا شنبه 2 مرداد 1395 ساعت 19:40

سلام آجی الهه و آجی سمیه عزیزم
آجی اصلا فکرش رو هم نمیکردم دائه هان اون لحظه این حرفو بزنه
آجی عجیبه من فیلم کاملشو قبلا دیدم
عشق غمناک سونگو میگم آجی
آره آجی خیلی خیلی نقاشی دوست دارم
مامانم میگه از 2 یا 3 سالگیت نقاشیت عالی بوده
آجی کلاس یک ماه رنگ روغن رفتم آجی ولی رنگ روغن ربطی به نقاشی معمولی نداره خیلی
آجی نمی دونستم تو هم نقاشی دوست داری آجی جدا نقاشیه یومجانگو کشیدی؟؟؟
آجی میشه عکسشو نشونم بدی؟
منم یومجانگو کشیدم آجی ولی کامل نیست یعنی اینجوریه
http://uupload.ir/files/hc54_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B7%DB%B2%DB%B3_%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B5%DB%B5%DB%B1.jpg
آجی اینم یه صحنه از یومجانگه کشیدم
http://uupload.ir/files/scr_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B6%DB%B0%DB%B7%DB%B2%DB%B3_%DB%B1%DB%B9%DB%B0%DB%B8%DB%B0%DB%B1.jpg
اینم سونگه آجی ولی خیلی خیلی بد شده
http://uupload.ir/files/jvk3_untitled-1.png
آجی یکی از چشماشو خیلی بالا کشیدم
خخخخ آجی اگه در دسترست هست چند تا نقاشیاتو نشونم بده آجی
آجی منم از بس که به اون خواب تو فکر کردم این خوابو دیدم
ولله حسودیم شده بود به خوابت
آجی ولی خیلی خوابت ناز بودم مینگوکی عزیزم... دائه هانی عزیزم...
آجی حالا منو تو خواب مین گوک و دائه هان دیدیم آجی الهه هم باید خواب مانسه رو ببینه تا کامل بشن خوابامون
آجی الهه...آجی سمیه... ولله اون موقع خیلی دلم پر بود اون نظرو دادم آجی الان حالم خوبه
بکم گریه کردم سونگم باهام حرف زد آروم شدم...
آجی سمیه خیلی وقته نیومدی باهات حزف نزدم دلم خیلی برات تنگ شده بود....
خوشحال شدم نظر دادی آجی

سلام اجی خوبیSad Love Movie این اسم این کلیپی هست که میخوای ببینیش اجی اما اگه بازم دیدی ببین سونگ بازی کرده یا نه اجی ببین موضوعش چیه کره ای هست یا مال کشور دیگه اس اجی سونگ فقط این کلیپو کوتاه بازی کرده اجی از خودش بپرس در این موزد ببین چی میگه اجی والله من خواب سونگ و داداشی رو میبینم اما خواب سه قلوهارو نمیبینم خخخخخخخخخ شایدم دیدم و یادم نیست اجی ببخش دیر تایبد کردم اجی از سونگ بپرس چرا نظرارو دیر تایید کردم

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 04:40 http://song-tara.moonfa.com/

سلام آجی الهه و آجی سمیه
آجی الهه ببخش دیر نظر دادم
آجی فیلمی که دیدم آجی اونم سینمایی بود ولی کوتاه بود آجی
آجی توی فیلمه یا بقولی همون کلیپ آجی 20 دقه بود بعد آجی روش آهنگ نذاشته بودن بلکه حرف میزدن
یعنی آجی سونگ و اون دختره همون که بازیگرش ویوین هست حرف میزدن آجی رو همش آهنگ نبود
آجی کل داستان فیلم توی تقریبا 20 دقه خلاصه شده بود ولله نمیدونم آجی چجوری توضیح بدم
آجی این اسما رو سرچ کردم هم اونی که تو گفتی هم اونی که آجی سمیه گفت رو سرچ کردم گیر نیومد
آجی ولی خیلی مهم نیست فقط دوس داشتم یه بار دیگه ببینم خیلی مهم نیست آجی
آجی از سونگم پرسیدم بهم نگفت چرا دیر تایید میکنی نظراتو
ولی آجی خیلی هم دیر تایید نمیکنی به نظر من آجی خوبه
راستی آجی وبمو آپ کردم بگو آجی سمیه هم بیاد وبم نظر بده خخخخخ آجی نظرام 0 گناه دارم

سلام اجی خوبی بهتری اجی داروهاتو خوردی اجی
نه اجی عیبی نداره
اره اجی بیخیال
…………………………
اجی به سونگ بگو اجیت میگه:سلام عزیزکم خوبی خسته نباشی این تیاترت تموم نشد سونگ خیلی طولش میدن به خدا
راستی سونگ ببخشید نتونستم قسمت ۱۳ و ۱۴ کیمچی رو ببینم خودت خوب میدونی چرا عزیزم اما قسمت ۱۵ رو دیدما
عزیزم ممنونم که هر شب تو خوابمی
………………
الان میام وبت اجی

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 08:35

سلام آجی خوبی آجی؟
آجی ولله دکتر نرفتم آجی خودم کدئین خوردم بهترم آجی
آجی سونگ میگه : سلام الاهه عزیزم خوبی عزیزکم؟؟
فدای سرت عزیزم بله میدونم چرا نتونستی فدای سرت گلم
نه عزیزم تئاتر هنوز کار داره
خواهش میکنم گلم

خوبم اجی ممنونم خداروشکر اجی ان شاءالله که خوب میشی اجی
………………………
خوبم سونگ ممنونم
بازم شرمنده عزیزم
ان شاءالله تموم میشه تیاترت عزیزم صبور باش
سونگ ازت ممنونم که پیچتو امروز اپدیت کردی سه قلوها خیلی بزرگ شدن ماشالله هزار ماشالله

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 08:48

خداروشکر که خوبی عزیزم
سونگ:
دشمنت شرمنده عزیزم
آره عزیزم سه قلو ها از وقتی با مستند خداحافظی کردن خیلی خیلی بزرگتر شدن... قسافشون هم خیلس عوض شده... فقط مانسه همون شکلی مونده

سونگ کاش میشد بعد از تیاترت برگردی مستند عزیزم اما عیبی نداره درکت میکنم که کار داری و نمیتونی به مستند بیای فقط شاد و خندون و سلامت باش عزیزدل اجی
راستی سونگ تو داداشتو چقدر دوست داری

سمیه دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 09:10

سلام آجی الهه و تارا خوبید؟ آجی الهه ایندفعه اول رفتم وب تارا نظر گذاشتم خخخخ...آجی تارا واقعا فیلمه رو دیدی؟ میشه آجی لینک سایتش رو به من بدی آخه کنجکاو شدم ببینمش

سلام اجی خوبی خوبم اجی ممنونم میدونم اجی نظرتو دیدم

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 09:23

سونگ:
عزیزم می دونی که دیگه به مستند برنمیگردم...
این حرفایی که زدم رو خوندی؟
سونگ ایل گوک که در حاله حاضر مشغول تئاتر موزیکاله " خیابان 42" به تازگی مساحبه ای داشته که ازش پرسیدن:
ممکنه دوباره سه قلو ها (دهان ، مینگوگ ، مانسه ) به تلویزیون برگردن ؟
سونگ جواب داده: نه، بچه ها بیش از حد برای برنامه ی "بازگشت سوپر من " بزرگ شدن.. . ولی خودم در تلویزیون ظاهر خواهم شد در آینده...
او ادامه داد: من یک دسته عکس برای آپلود در اینستاگرام آماده کردم اما برای ویرایش و ارسالش حدود 30 -40 دقیقه وقت میگیره و من برای اینکار وقت ندارم. ...
پرسیدن دوست دارید سه قلو ها بازیگر شوند؟
سونگ ایل گوک گفته : مادرم ( بازیگر و عضو مجلس ملی ) هرگز مرا مجبور به انجام کاری نکرد. او همیشه منو حمایت کرده ، منم می خوام از بچه هام حمایت کنم تا به رویاهایی که خودشون دوست دارن برسن...
.............
عزیزم نمی تونم سه قلوها رو دیگه به تلوزیون بیارم...
مگر اینکه خودشون دوست داشته باشن بازیگر بشن و به تلوزیون بیان...
من داداشمو خیلی دوستش دارم خب خیلی خیلی زیاد

اره سونگ میدونم اجی سمیه گفته بود دیگه نمیتونی برگردی مستند عزیزم عیبی نداره درکت میکنم اما همین که تو اینستاگرام باشی خیلی ارزش داره عزیزم
افرین سونگ واسه همه چی
میدونم سونگ همینجوری گفتم در مورد داداشت

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 09:36

سلام آجی سمیه
آجی مث اینکه نظرمو کامل نخوندی هااا
خودم الان دربعدر دارم دنبالش میگردم آجی
آجی اگه لینک سایتو داشتم که دیگه اسم انگلیسیشو می خواستم چیکار

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 09:38

آجی سمیه نظر ساعت 19:40 رو بخون

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 09:53

آجی الهه سونگ گفت:
آفرین به تو و سمیه عزیزم و تارا جون که درکم میکنین
خیلی دوستون دارم یهترین طرفداران من

فدات بشم سونگ منم خیلی دوست دارم

سمیه دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 10:20

ای راست میگی آجی خوندمش...ببخشید آجی تارا فکر کردم دیدی ...حالا من هم یه نگاهی میکنم آجی شاید بتونم یه چیزی بفهمم...ولی فکر نکنم جز اون کلیپ کوتاه چیزی باشه آجی جون ...

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 10:26

آجی دیدمش ولی یک سال پیش...
آجی الانم می خوام ببینم اون سایتو پیدا نمیکنم
خیلی دنبالش گشتم چه با اسم فارسی چه انگلیسی که شما گفتین
پیدا نشد که نشد
آجی نظرساعت 19:40 خوندی؟

اجی عیبی نداره خودتو ناراحت نکن فدای سرت

سمیه دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 11:33

آره خوندم آجی بی خیال نقاشی من آجی فقط برای تنوع میکسم ولی خیلی خوب نیس خخخخخ نقاشی تو عالیه آجی آفرین خیلی استعداد داری ولی همون کلاس رنگ روغن هم که رفتی یکم تاثیر گذاشته ...ایشالا همیشه موفق باشی آجی جونم

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 11:42

آجی حالا همون یومجانگه که آجی الهه دیده رو بم نشون بده دارم میمیرم از منجکاوی
آجی رنگ روغن چش چش دو ابرو یاد میدادن ولله فک کرده بودن من بچه 4 سالم آجی منو کشتن تا یه تابلو کشیدم

اجی فکر کنم دیروز یا پریوز بود میخواستم ببینم هنوز هست تو کانال اجی سمیه یا نه نبود اجی

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 13:09

آجی حالا مجبورش میکنم بفرسته برام
آجی البته شاید دوست نداشته باشه حالا خیلیم اصرار نمیکنم ناراحت بشه

اجی دعا کن بتونم بازم نت بخرم اجی نتم 3GB شده میترسم دیگه نتونم بخرم

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 15:02

آجی جونم نظرتو الان دیدم آجی انشالله میخری عزیزم
آجی جواب نظرتو دادم رفتی؟؟؟؟؟

ممنونم اجی ان شاءالله اجی
اجی دیدم جواب نظرمو جواب میدم بهت

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 21:45

آجی ممنونم پیام آجی یگانه رو بهم رسوندی عزیزم آجی با هم جیمل حرف زدیم اما تو رفتی آجی؟؟؟

وظیفه اس اجی نه اجی هستم اما اجی سرور وبت شاید خرابه اجی مثلا نمیشه نظرای قبلو دید اجی

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 22:22

آجی من که می تونم نظراتو ببینم آجی یعنی چجوری نمیشه؟؟؟

اجی تو برو نظرات پستتو ببین اجی میبینی 1،2،3 زیرش نوشته اجی منظورم اوناست اجی اونارو میزنم یه چیز دیگه میاره

تارا دوشنبه 4 مرداد 1395 ساعت 23:24

آان آجی منم الان فهمیدم منظورتو...
آجی داداشم میگه مشکل از سروره یه ساعت دیگه درست میشه

سلام اجی خوبی عجب تعجبی اجی 0_0

تارا سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 00:20

سلام آجی ممنون عزیزم
آجی ولله سایتی که مال داداشم باشه بهتر از این نمیشه

اجی مگه سرور این سایت مال داداشته؟!!

تارا سه‌شنبه 5 مرداد 1395 ساعت 22:21

آره آجی مدیر سایت مون فا داداشمه...
سیستمه وبلاگدهیه...
آجی تو وبم جواب دادماااا

سلام اجی خوبی عجب اجی ^_^

سمیه چهارشنبه 6 مرداد 1395 ساعت 12:23

سلام آجی الهه و تارا..آجی دیدم عکسا رو حذفشون کردم وای آجی چه بامزه خودش رو کرده بود خخخخ ولی به قول سونگی که تو لابیست به اون دوسش گفته بود این چه تیپ و قیافه ای که واسه خودت درست کردی منم باید به آجی تارا بگم خخخخ...راسی آجی تارا با اجازت فقط یه عکست رو نگه میدارم همون که یه قلب صورتی دستته و اسممون رو روش نوشتی...آجی جونم خیالت راحت کاملا حواسم بهش هست عزیزم

سلام اجی خوبی خسته نباشی اره اجی خیلی ناز شده بود البته اجی تارا تو وبش گفته بود خودشو شبیه زامبی ها کرده بود اجی خخخخخخخخ

تارا پنج‌شنبه 7 مرداد 1395 ساعت 05:30

سلااام آجی سمیه و الهه عزیزم
خخخخخ همینجوری خیر سرم خواستم داداشمو بترسونم که هیچی تا دیدم زد زیر خنده
خخخخ اگه بازم از این کارا زد به سرم عکس گرفتم میفرستم...
آجی باشه اون یه دونه رو نگه دار عزیزم
اون رو خیلی وقت پیش نوشتم براتون ولی خب تازگی باهاش عکس گرفتم
آجی فقط حواست باشه کسی نبینه آجی
آجی سمیه من با اینکه عکست رو حذف کردم ولی قیافت کامل و واضح یادم مونده آجی
انشالله که یه روز از نزدیک سه تامون همو ببینیم...
خخخخ حیف اجی سمیه من تو خود شیراز نیستم یعنی قیرو کارزینم وگرنه به بهانه کوتاه کردن موهام میومدم آرایشگاهتون میدیدمت

سلام اجی خوبی

سمیه شنبه 9 مرداد 1395 ساعت 19:32

آجی جون وبت که درسته

اجی درسته اما وقتی وبم باز میشه کامل بارگیری نمیشه اجی بعدش این سایت باز میشه http://ww1.redabzar.com/?fp=XBreRbccqkJLaCgc8MSiE9ZWA5wMTTE8PL9MTLAyCtr8nRf4E%2FZMAQFN%2Bfpep40OZiTfmjnXjtHOVH1lt11PQA%3D%3D&prvtof=X9KF1i%2Fd8Z%2B0%2Bpy0nBMAbirlX2GLY%2BvDuvx0XfmpkC9O7Ti0PUCL%2BNcZ0nbnxMDO&poru=3Uqr7O2RDajY8PyWpJRth1LT%2B2nMOtLpeoG7rlnEniPAQj%2BaNPuLZAkJWeWsnpzE&cifr=1&

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 12:27

آجی چی شده؟ آجی تارا چه اتفاقی براش افتاده این نظره چی بود آجی

اجی نگران نباش فقط داداشش با اجی تارا دعوا کرده و بهش تهمت زده اجی

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 12:51

وای چرا آجی بهش تهمت زده خیلی گناه بزرگیه خدا کنه آجی تارا بلایی سر خودش نیاره آجی

اجی چی بگم اره گناه بزرگیه اجی نه اجی نگران نباش ان شاءالله که چیزی نمیشه اجی

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 18:23

ایشالله آجی همین طور باشه که میگی عزیزم

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 18:38

آجی برو عکس جدید اینستا سونگ و سه قلوها رو ببین همین چند دقیقه پیش گذاشته

دیدم اجی ممنونم که گفتی

تارا یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 18:42

سلام آجی سمیه
آجی ببخشید با اون نظر ناراحتت کردم عزیزدلم ولی دعوا واقعا خیلی جدی شد
باور کن اینقدر جدی و بدجور شد که اگه یه بنده خدا جلوم رو نمیگرفت داداشمو میکشتم
به قصد کشت واقعی آجی کارد برداشته بودم
آجی من نمی تونم با جزییتات بگم چی شد فقط یه دعوا بود که پای کل فامیلمون اومد وسط
الانم همه طرف اون داداش نامردم هستن بجز یکی از دایی هام
آجی ولله هیچ وقت نمی دونستم داداشم اینقدر پسته که به خواهر خودش تهمت های ناموسی و... بزنه
من فقط گوشه ی کوچیکی از تحمت هاشو نوشتم براتون
آجی سر این موضوع مجبور شدم تمام عکس و فیلم های سونگو و تمام مساحبه هاش رو حذف کنم
مجبور شدم به مامانم هم بگم که سونگ رو فراموش میکنم
آجی شاید دیگه اصلا نتونم بیام وب و حرف بزنیم... وبلاگمو هم باید حذف کنم... ایمیلم هم که با آجی الهه در ارتباط بودم باید کم کم حذف کنم...
ولله دیشب آجی فقط با آجی یگانه اگه تلفنی حرف نمیزدم از ناراحتی یه بلایی سر خودم میاوردم...
آجی هیییچ کودوم از حرفامو به کسی نگو و این نظرم چون تو این پست دادم کسی نمی خونه...
آجی خیلی دوست دارم
ببخشید اگه با اون نظر ناراحت شدی...

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 18:46

چه بزرگ شدن آخی سونگ داهان و مانسه رو چه شکلی کرده بود

اره اجی راستی نظر اجی تارا رو بخون اجی نظر گذاشته

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 19:34

فدات بشم عزیزم معلومه که خیلی نگران شدم و برات ناراحت شدم عزیزم.....باشه آجی جون با اینکه خیلی ناراحت شدم ولی هر جور که خودت میدونی بهتره همون کار رو کن آجی...دلم خیلی برات تنگ میشه آجی ولی دوست دارم همون کاری رو که دوست داری و میدونی درسته انجام بدی آجی جون...

تارا یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 20:07

خدانکنه آجی عزیزم...
آجی من به خدا داداشمو حلال نمیکنم
یه تهمت هایی بهم زده بود که تا زندم حلالش نمیکنم
داداش واقعیم باید بشه دشمن خونیم؟
آجی تا مامانم بیاد پیشم می تونم بیام وب نمی دونم چند روز دیگه میشه ولی الان هستم
آجی خیلی دلم تنگ شده بود برات ببخش که هر وقت میام با ناراحتی و خبر بد میام...
آجی مواظب خودت باش آجی
دوست ندارم همش یه سره کار کنی و آخر شب خسته بیای خونه
سلامتیت خیلی برام مهمه عزیزم
آجی من سعی میکنم هرجوری شده مشکلمو حل کنم
ولی تمام تلاشمو هم میکنم تو این ماجرا به خودم یا کسی صدمه نزنم
آخه امروز سونگ دعوام کرد... بخاطر اینکه می خواستم به داداشم صدمه بزنم دعوام کرد
آجی ولی بازم این روزا خیلی برام سخته
کاش یکی از شما الان کنارم بودین
سونگ... آجی سمیه... آجی الهه
دوست دارم یکیتون پیشم بودین
آجی من تصمیممو گرفتم...
درسته خواسته واقعیم نیست ولی می خوام یه بارم که شده مثل سونگ باشم
سونگ همیشه به مامانش بجز بله و چشم نگفته
منم یه این بارو می خوام مثل اون باشم
اگه کنارم بودم همینو ازم می خواست
این روزا خیلی نگرانشم
به خصوص که دیگه نمی تونم خبر ها و مساحبه هاش رو دنبال کنم...
نگران چشماشم... سلامتیش...
بخاطر تئاتر واقعا خیلی داره خودشو خسته میکنه...
بمیرم براش
آجی سمیه... خواهش میکنم به حرفای آجی تارات گوش بده...
توروخدا بخاطر کارت به خودت سختی نده...
به خدا دوست ندارم صبح زود بری سر کار تا آخر شب خب خسته میشی
سونگم اینو نمیخواد
آجی ناراحت نشی ها... چون دوست دارم اینو میگم
آجی دوست دارم

اجی گریه نکن اروم باش سونگم حالش خوبه

سمیه یکشنبه 10 مرداد 1395 ساعت 21:49

فدات آجی جونم ناراحت نباش من خوبم کارم هم سخت نیست صاحب کارم با هام خوبه درسته از صبح می رم تا شب ولی به وقتش استراحت هم دارم بیشتر بعدظهرا کارم زیاده آجی جون تا شب ساعت 9 بعد هم که میام خونه عزیزم...ولی آجی جون من خیلی نگران تو هستم آجی تورو خدا آجی مواظب خودت باش دلم نمیخواد کسی ناراحتت کنه آجی حتی اگه هیچ وقت دیگه نتونی بیای نت و باهامون حرف بزنی برام فقط،مهمه که هیچ مشکلی نداشته باشی آجی جون و بتونی شاد باشی عزیزم...

اجی چی بگم توکل کنیم به خدا ان شاءالله که چیزی نمیشه و مشکلات اجی تارا حل میشه اجی فعلا تا روزی که مامانش بیاد تو نت هست اجی نگران نباش

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 08:50

سلام آجی سمیه عزیزم
آجی مطمئن باشم بخاطر کارت بهت سخت نمیگذره؟؟؟
آجی من بدبخت که کاری به کسی ندارم صبح تا شب میشینم گوشه خونه کاری نمیکنم الکی خودشون دعوا رو شروع میکنن
به خدا من کاری ندارم باهاشون
اونا دعوا دارن یا من
آجی بازم من بخاطر تو و آجی الهه و سونگ سعی میکنم دیگه هر وقت دعوا کردن من دعوا نکنم
فقط اگه دوباره تهمت زدن از حقم دفاع میکنم...
آجی ولله یکی از خاله هام که قمه بچه کاشته اگه جواش مثبت بشه مامانم می مونه قم... اگه منفی بشه فوری میاد پیش من...
فک کنم همین چند روز دیگه جواب آزمایشش مشخص بشه...
آجی برای من الان سخت ترین و بزرگترین مشکلم خداحافظی با شما و سونگه... به خدا نمی تونم
آجی همیشه دوست داشتم به جای این داداشم تو یا آجی الهه آجی واقعیم بودین
اگه کسی ازیتم میکرد ازم دفاع میکردین اگه ناراحت بودم آرومم میکردین
آجی تو و آجی الهه خیلی مهربونین... ولله خیلی دوستون دارم
نمی تونم دیگه باهاتون حرف نزنم... اصلا بخاطر سونگ این حرفو نمیزنم... جدا از اینکه هر سه تا سونگو دوست داریم من جدا از بحث سونگم شما رو خیلی دوست دارم
حتی وقتی مشکلای خانوادگی دارم هم همیشه با حرفاتون آرومم میکنین
آجی ازت می خوام هیچ وقت از پیشم نری
حتی اگه من نامردی کنم و بخاطر مشکلاتم برم تو باید منتظرم باشی...
هیچ وقتم فکر نکن فراموشت کردم...
آجی الهه دقیقا از تو هم همینارو می خوام عزیزم
خیلی دوست دارم آجی
مراقب خودت باش

سلام اجی خوبی گریه نکن اجی همه چی رو به خدا بسپار اجی مشکلاتت حل میشه اجی امیدوار و صبور باش اجی حل میشه

سمیه دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 13:36

سلام آجی الهه و تارا خوبی عزیزم فدات شم گلم کی میگه تو رو فقط به خاطر سونگ دوس دارم من هیچ خواهری ندارم تو و آجی الهه مثل خواهری که ندارم برام عزیز هستین من فقط میگم هر جور که بخوای و دوست داری دلم میخواد هیچ غصه ای نداشته باشی و شاد باشی آجی جون ...آره آجی کارم خوبه ولی خو یکم سختی داره اما مهم نیست همین که اخلاق صاحبکارم خوبه و تند نیست راضیم آجی ...بی خیال کار من ایشالله آجی تو هرچی از خدا میخوای همون بشه عزیز دلم

سلام اجی خوبی الهی فدات بشم اجی تو هم برام عزیزی

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 13:56

سلام آجی سمیه عزیزم
ممنونم خوبم عزیزم
آجی منم خیلی دوست دارم... هزاران هزار و صدهزار بیشتر از داداشم
دیگه الان فرض میکنم داداش ندارم و بجاش فقط دو تا آجی مهربووون دارم که دوسم دارن
آجی شوخی نمیکنم اگه شد اومدم شیراز یه روز میام آرایشگاهت آجی موهامو کوتاه کن
چشم آجی فعلا تا مامانم بیاد آزادم ولله با هیشکی حرف نمیزنم هرکاریم دوست دارم میکنم... دیگه بعد تحمت ها کسی بهم کاری نداره...
آجی اینو قبول دارم که صاحب کار خوش اخلاق خودش یه نعمته
ولی بازم آجی به خودت سختی نده یه جوری از زیر کار در برو یکم استراحت کن
آجی سمیه من خیانت میکنم همش تو ایمل با آجی الهه حرف میزنم کیف میده
آجی دوست دارممممم

^____^

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 16:49

آجی سمیه راستی تو تلگرام نداری؟

اجی نه نداره

سمیه دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 18:54

سلام آجی تارا و الهه...تلگرام نه ولی وات دارم آجی...

سلام اجی خوبی اره اجی منم گفتم تلگرام نداری

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 19:01

سلام آجی سمیه
خوبی؟
آجی نظر ساعت 13:56 رو خوندی؟
آجی واتساپ سر میزنیییی؟؟؟؟

[ بدون نام ] دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 19:31

فدات شم آجی جونم آره خوندم شما هم مثل دو تا خواهر واقعی برام عزیزن آجی ها ی گلم ...باشه آجی جونم حتما به خودم استراحت هم میدم فدات شم ...آره بعضی وقتا می رم آجی شماره دوستای تو آرایشگاه رو دارم باهم تو وات حرفم میزنیم آجی...

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 19:31

وای آجی ببخش حواسم نبود واتساپ آیدی نیست فقط شمارست گفتم اونجا چت کنیم
هرچند من برام مهم نیست می تونم شمارمو بهت بدم آجی ولی تو حتما بخاطر خانوادت نمی تونی... آخه قبلا گفتی خانوادت میگن تو نت نباید به کسی اعتماد کرد و متاسفانه حساسن
من ولی مامانم این خطمو که خرید گفت اصلا به هرکی دوست داری بده به من ربطی نداره... منم سوء استفاده میکنم ولله به آجی یگانه زنگ زدم باهاش حرفم زدم...
ولی داداشم بفهمه هیچیییی

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 19:32

اجی پس منم شمارمو بدم بهت؟
اگه کسی پرسید بگو دوستای تو آرایشگاهتم

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 20:04

فکر کنم سرت شلوغ شده آجی سمیه خدا رحم کنه خسته نشیییی

^_^

سمیه دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 22:44

باشه آجی جونم خانوادم اگه بدونن اون کسی که باهاش دوستم دختره عیبی نداره آجی جون

^_^

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 23:07

اِ فدات آجی جونم پس من شمارمو تو ایمیل میدم آجی الهه که تو نماشا بهت خصوصی بده... فقط سریع از نماشا حذفش کن عزیزم

^_^

تارا دوشنبه 11 مرداد 1395 ساعت 23:30

آجی سمیه... آجی الهه... من یه کار فوری برام پیش اومد امشب آفلاینم... آجی سمیه اگه شد فردا یه پیام بده واتساپ که بتونم بت پیام بدم...
شبتون بخیر... خواباتون ایلگوکی

سمیه سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 16:35

سلام آجی جون آجی از دسم ناراحتی به خدا یادم رفت بهت بگم نظرت رو دیدم و حذفش کردم

سلام اجی خوبی نه اجی اصلا اینطور نیست اجی عیبی نداره اجی

تارا سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:02

سلام آجی مهدیه عزیزم
آجی خیلی دلم برات تنگ شده
خیییییلی زیاد؟
می دونی چقدر وقته باهات حرف نزدم؟
آجی خیلی دوست دارم چرا هر وقت اومدم نماشا نظراتت رو بسته بودی

مهدیه سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:09

سلام به روی ماه تارا جانم
خوبی خوب من ؟ منم همینطور اومدم نماشا دیدم تو اعلان نظرات گفتی بیام وب الهه جان منم اومدم
عزیزم خیلی سرم شلوغه الانم اومدم دیگه به دوستان قول داده بودم چون تا 5 عصر که سرکارم بعدم کارای خونه و .......خلاصه اینکه شرمنده نازنینم اما اگه الان بیای بازه نظراتم
تاراجان امیدوارم بتونی بیای نماشا هرچند رفت و امد منم یه جورایی نامعلومه
دوستت دارم تارای ماهم و ممنون که کامنت گذاشتی و جویای حالم بودی .

^_^

تارا سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:22

آجی خوبم ولی کاش می دونستی چقدر دلم تنگ شده لود برات
آجی چند بار گریه کردم که هرچی نظر دادم نبودی
آجی من به آجی سمیه خیلی میگم روزانه فقط میگم بخاطر کارش به خودش سختی نده آجی باید به تو هم بگم؟
آجی خیلی دوست دارم توروخدا نفهمم برای کارت بهت سخت میگذره
آجی دشمنت شرمنده... من همیشه به فکرتم آجی ولی نمی تونم برات نظر بذارم...
یعنی نماشا محرومم... ممکنه چند روز دیگه از اومدن به وبم محروم بشم...
آجی بخاطر مشکلای خانوادگیم واقعا روزای سختی رو دارم توروخدا برام دعا کن... آجی خیلی دوست دارم... مراقب خودش باش عزیزم
آجی جونم انشالله امشبم خواب سونگ ببینی... اینم دعای من در حقت
یه دنیاااا عاشقتم آجی جونم بیشتر بیا اینجا باهات حرف بزنم

^_^

مهدیه سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:37

تارای عزیزم فدای محبت تو نازنینم بشم
چشم عزیزم مراقبم عههههه خواب سونگ خخخ ممنووووووونم
باشه گلم وقت کنم حتما دیگه برم لالا صبح 8 سر کار حاضر باش .........
الهی که به زودی مسائل خانوادگیت حل شه ماه من و بتونی به نماشا هم بیای وبم که پابرجا
فعلا بای خوب من

به سلامت مامانی مواظب خودت باش

تارا سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:50

خدا نکنه آجی جونم
بلهههههه ایشالله هر تیپی دوست داری بیاد به خوابت
آخی آجی جونم این موقع لالا کنی سخته بیدار بشی صبح حتما کلی هم خسته ای عزیزم
ممنونم آجی جونم مشکلم جدیه حتما و حتما برام دعا کن آجی که می دونم خدا تو رو خیلی دوست داره و حتما به حرفات گوش میده
بای بای آجی جونم
........
آجی الهه عزیزم ممنونم نظراتو زدی رو تایید خودکار ^_<

^_^

مهدیه سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:51

ممنونم تاراجانم
عزیزم شب شما هم خوش و بدون که منم خیلی دوست دارم
الهی که به زودی مسائل خانوادگیت حل شده و زندگی آرامی داشته باشی
منم دلم برات تنگه عزیزم و همیشه به یادتم
به روی چشم خوب من مراقبم دیگه برم که فردا 8 صبح باید سرکار حاضر باش باشم.یا حق

^_^

تارا سه‌شنبه 12 مرداد 1395 ساعت 23:58

منم خیلی دوست دارم آجی از ته دلم از خدا می خوام به هرچی آرزو داری برسی
یه دنیا ممنونم آجی
چشمت بی بلا آجی عزیزم
مامانی بدون لحظه ای نیست دخملیت تارای عزیزت به بادت نباشه ^-^
آجی جونم دیگه مزاحم نمیشم با خیال راحت لالا کن فردا سرحال بیدار بشی
بوس بوس شب بخیر

^_^

سمیه چهارشنبه 13 مرداد 1395 ساعت 09:07

سلام آجی الهه خوبی صبح بخیر....

سلام اجی خوبی ممنونم اجی صبح تو هم بخیر باشه ان شاءالله خوبم شکر اجی ممنونم تو خوبی اجی

زینب چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 08:38 http://rozhayentezar.niniweblog.com/

18 سالگی بهترین سن زندگی آدم. پایان نوجوانی و شروع جوانی . ایدوارم لحظه لحظه عمرت به خوبی و خوشی بگذره . یادت بخیر 18 سالگی

سلام اجی خوبی ممنونم اجی منم چندماه دیگه میشم ۱۹ سال
ممنونم از نظرت

زینب چهارشنبه 29 دی 1395 ساعت 08:38 http://rozhayentezar.niniweblog.com/

تولدتم مبارک. با تاخیر زیااااد

^_^

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد